مسن ترین مرد دنیا در لکستان زندگی می کند
شهرستان کوهدشت یکی از شهرستان های منطقه لکستان است که مردمان آن لک زبان هستند.
در یکی از روستاهای این شهر به نام روستای "اولاد قباد" و در دهستان "حاجی آباد" یا به زبان محلی (زبان لکی) ساکنانش "که نی سه رده" به معنای چشمه سرد، مردی زندگی می کند که به گواه شناسنامه هایش سنی بیشتر 128 سال را دارد.
"حاجی خان حسین خانی لک" مرد 128 ساله ی لک است که دارای دو شناسنامه است. مسن ترین فرد دنیا میگوید که بسیاری از پادشاهان ایران را دیده است و در آن زمان به عنوان یکی از نیروهای نظامی ایران خدمت کرده است.
"حاجی خان حسین خانی لک" می گوید که بنیانگذار دهستان حاجی آباد وی بوده و سال های پیش وی از آنسوی رودخانه سیمره در کرمانشاه به این سو آمده و این دهستان را در خاک لرستان بنا نهاده است.
زبان لکی حاجی خان بسیار با زبان امروزی متفاوت است و تمامی واژگان اصیل را میتوان از زبان مسن ترین فرد دنیا شنید.
حاجی خان هنوز هم قادر به راه رفتن است. حاجی خان در سخنانش از تنهاییش دم می زند چرا که تمامی دوستانش را شصت یا هفتاد سال پیش از دست داده است.
این فرد لک زبان به دلیل اینکه در دهستانی دورافتاده در شهرستانی کوچک همچون کوهدشت زندگی میکند تا کنون با هیچ نشریه یا روزنامه ای گفتگو نکرده است.
آدرس محل سکونت مسن ترین مرد دنیا: لکستان، کوهدشت، روستای اولاد قباد، دهستان حاجی آباد

غار میرملاس كوهدشت
میراث 12 هزار ساله بشر در مسیر نابودی
غار میرملاس که امروز جز سایبانی چیزی از آن باقی نمانده است با فاصله ای حدود 30 کیلومتر از شهر کوهدشت قرار دارد و نقاشی ها و نگاره هایی که بر دیواره های جنوبی و شمالی این غار باقی مانده است بیشتر صحنه هایی از رزم، شکار، انسان و حیوان را نشان می دهد.
کوهدشت سرزمین سنگ نگاره های رمز آلود
در بالای کوه سرسرخین همچنین کوه همیان نیز از دیگر کوههای شهرستان کوهدشت است که در خود بخش دیگری از هنرمندی مردمان این سرزمین را جای داده است به طوریکه شاید بتوان این شهرستان را تجلیگاه هنر ایرانی و سنگ نگاره های ناب نامید.
پروفسور گیرشمن پس از کشف غار میرملاس و همیان با مشاهده عکس ها و اسلایدهای آن، چنین اظهار نظر کرده است: “کشف نقاشی ها در یک غار لرستان مطلبی حایز اهمیت است، طی تمام تجسس هایی که درباره کاوش های مربوط به غارهای میهن شما انجام یافته است اعم از آنچه اینجانب در کوههای بختیاری به عمل آورده ام و یا آنچه در بیستون و البرز و کوههای خراسان معمول داشته است همچنین آنچه به وسیله دانشمندان آمریکایی در افغانستان صورت پذیرفته در هیچ جا نقاشی هایی بر روی بدنه سنگ کوهستان دیده نشده است و از اینجا اهمیت موضوع به خوبی روشن می گردد.”
این کوه ها رمز و رازهای فراوان در خود دارند و شاهد غم ها و شادی های مردمان چند ده هزار ساله این دیار هستند. در این سرزمین مردمانی زندگی می کرده اند که آثار سرپنجه های هنرمندانه آنها بر سنگ های سخت بعد از گذشت دوازده هزار سال هنوز جلوه گر و بیان کننده اندیشه های آنها درهزاران سال پیش است.
مک بورنی استاد دانشگاه کمبریج در آن زمان در بیان اهمیت این نقوش چنین آورده است: “نقوش دوره تاریخی که شامل گروههای اسب سوار و مناظر جنگ و جدال و شکار حیوانات با تیر و کمان است و قدمت آنها به 2000 تا 1500 سال پیش از میلاد می رسد و بدین سبب که هنر اسب سواری نخستین بار به وسیله ایرانیان و مقارن با تاریخ یاد شده در این منطقه معرفی شده است، نمی توان تاریخ نقوش پیش گفته را به دوره قدیمی تری مربوط دانست. اهمیت نقوش مذکور از این جهت است که آنها نخستین تجلیات ذوق هنری مردمان غارنشین منطقه کوهدشت لرستان به شمار می رود. بعد ها هنر همین مردم به تدریج تکامل یافت و به نسل های بعد منتقل شد تا اینکه در هزاره نخست پیش از میلاد تجلی این هنر قدیمی با چنان مهارت و تکامل ویژه ای بر روی اشیای برنزی لرستان ظاهر شده است که آنها از لحاظ تکنیک و صنعت به عنوان نشانه ای از هنر فلز کاری و به نام برنز لرستان معروفیت جهانی پیدا کرده است”.
تمامی نقوش صخره های کوهدشت بر روی بلندی های متراکم و در چند کیلومتری جنوب غربی کوهدشت در یک ردیف دایره شکل قرار گرفته است. در بین نقش های یاد شده تصاویری از انسان به چشم می خورد که با یکدیگر اختلاف دارد صورت هایی نیز از اسب که بر روی آنها سوارانی به شکل انسان نقش شده اند و همچنین صورت گوزن و سگ و موجوداتی شبیه به آن دیده می شود.
اندازه صورت ها در نگاره های سنگی میرملاس بین 10 تا 30 سانتیمتر و اغلب با نقش های حیوانات به صورت نیمرخ است.
رسم کردن حیوانات به صورت نیمرخ روشی است که در دوره های گوناگون نگارگری ایران حفظ شده و حتی این روش ترسیم حیوانات تا به حال نیز متداول مانده است که سابقه نگارگری در ایران را دست کم به دوره نئولتیک حجر جدید یعنی در حدود 4500 سال پیش از میلاد می رساند.

چیزی از سنگ نگاره های میرملاس باقی نمانده است
آنچه باید به آن اشاره کرد این است که شهرستان کوهدشت علاوه بر سنگ نگاره های غار میر ملاس مامن سنگ نگاره های با قدمت بیشتری چون همیان یک و دو است که هر کدام از این سنگ نگاره ها رمز و راز فراوانی از هنر ایرانی را در خود دارند.
رشته کوه همیان از شمال تا شمال غرب دشت سر سبز و حاصلخیز شهر کوهدشت لرستان کشیده شده است و این کوه در محاصره درختان درهم فشرده بلوط قرار دارد.
سفر در میان این طبیعت زیبا و پررمز و راز هر بیننده ای را به وجد می آورد ولی آنچه که قلب هر ایرانی و لرستانی را به درد می آورد آن است که هرکس هرآنچه بر دست داشته از زغال، اشیاء تیز، افشانه و رنگ های اسپری برروی این نگاره های بی بدیل چندین هزارساله کشیده و نوشته است و تنها چیزی که نمی شود دید فقط آن نگاره های بی نظیری است که قیمتی برای آنها متصور نمی توان شد.
سنگ نگاره های بی بدیل غار میرملاس را خطوط یادگاری درهم فشرده و در جاهایی رنگ های اسپری نابود کرده اند و دیگر نقش های اولیه قابل رویت نیستند. طبیعت هم بیکار ننشسته و نور مستقیم آفتاب و شوره های آهکی از دیواره های فوقانی هم آنچه آدمیان تخریب نکرده بودند را خراب و غیرقابل رویت کرده است.
آدمی از دیدن چنین صحنه هایی متاثر می شود زیرا نقوش اینجا همگون غارهای کرکس و لاسکو در فرانسه است، ولی به طور قطع مهجوریت این میراث فرهنگی و تاریخی به مانند سنگ نگاره های غارهای کرکس و لاسکو فرانسه نخواهد بود.
سنگ نگاره های غارهای “کرکس” و “لاسکو” فرانسه در محفظه شیشه ای
بد نیست نگاهی به قوانین و شعار یونسکو در زمینه سنگ نگاره ها بیاندازیم شاید با مقایسه عملکرد امروز در زمینه حفظ این میراث های بشری واقعیت های موجود را روشنتر درک کنیم.
یونسکو در زمینه سنگ نگاره ها اینگونه شعار می دهد: 1- هرگز آنها را لمس یا خیس نکنید . بسیار ضربه پذیرند، 2- هرگز روی آنها اثر نگذارید و چیزی اضافه نکنید، 3- روی آنها راه نروید، 4- همان طور که هستند بگذارید بمانند، 5- فقط از آنها عکس بگیرید.
حال با مشاهده وضعیت اسفبار سنگ نگاره های میرملاس با قدمتی بیش از 12 هزار سال این سوال مطرح می شود که چرا حفاظت از این میراث گرانبها به دست فراموشی سپرده شده تا امروز جز سایبانی از این غار بی همتا چیزی باقی نماند.
به رغم اینکه سنگ نگاره های غار میرملاس شهرستان کوهدشت در ردیف نقوش غارهای کرکس و لاسکو در فرانسه است اما امروز در حالی که آنجا برای محفوظ بودن حتی از رطوبت تنفس انسان های بازدیدکننده، مقابل آنها حصار شیشه ای کشیده اند سنگ نگاره های میرملاس با اسپری، نور خورشید، باد و باران و یادگاری های مردم نا آگاه از دست می روند.
نگاره های میرملاس از کم نظیرترین نقوشی است که در ایران با رنگ خلق شده اند و نیاز به مراقبت ویژه دارند. با نصب پلاستیکهای ضخیم یا تورهای ریز می توان از دسترسی افراد ناآگاه به این آثار جلوگیری کرد و آنها را نجات داد، هزینه زیادی هم ندارد، در غیر اینصورت تا چند سال آینده دیگرهیچ اثری از آن آثار بی نظیر یافت نخواهد شد.
اینها هویت و شناسنامه این ملتند و برای ماندگاری آنها بیشتر از این باید ارزش قائل شویم، آنها از بهترین سامانه های توسعه توریسم و اکوتوریسم هستند که می توانند غبار محرومیت را از منطقه بزدایند و عظمت این ملت را به نمایش بگذارند.
براساس نظریه کارشناسان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی که آن را نیز با رنگ بر دیواره غار نوشته اند، پیشینه این سنگ نگاره ها به هزاره دهم ق .م یعنی بیش از 12 هزار سال پیش می رسد.
نقوش حیواناتی چون گوزن، گاو، سگ، روباه و خصوصا اسب و سوار در حال تیراندازی و شکار و موضوعات رزمی با رنگ های قرمز و سیاه بر دیواره این غار نقش بسته است.
نامه یه همشهری دور از کوهدشت
سلام کوهدشت عزیزم٬ کوهدشت غریب و همیشه تنهایم ، کوهدشت بن بستم ٬ سلام برزخم های کهنه ات، دردهای نگفته ات که هیچ وقت مجالی برای گفتن نداشتی ٬ سلام برمردمان دلتنگ و همیشه قانعت که با ۱۰ کیلو برنج و یه پنج کیلویی روغن سرنوشت خودشون رو می فروشن ... کوهدشت گلم حالت چطور است عزیزم ؟ ... چه می کنی... بامریضی هات چطوری؟ ... می دانم مثل همیشه می سازی و می سوزی.. گلو درد چرکینت چطوره ؟ ... هنوز هم تزریقات چی های ناشی بهت پنی سیلین می زنن؟ ... تنگی نفست چطوره گلم ؟ شنیدم داری تلاش می کنی آسم مزمنت رو درمان کنی... ؟
راستی هنوز دنبال دود و دمی یا نه؟! اعتیادت را چکار کردی؟ ... ادامه می دی یا درمان شدی؟... زبونم لال شنیدم مصرفت بیشتر شده ؟ با مرام می گن تازگی ها اکس خور شدی ٬ کراک هم که مصرف می کنی ؟ میدونی خیلی خطر ناکه؟ میگن اگه ادامه بدی کرم میزنه به همه جات ٬ باآرتروز گردنت چه می کنی؟... هنوز درددت می کنه ؟ احتمال میدم دیگه تاحالا باید دیسک کمرت هم عود کرده باشه...؟
بازخم معده چطوری؟... یادمه خیلی اذیتت می کرد ٬ یادته میگفتم اینقدر کم خوری نکن عاقبت زخم معده می گیری! ... این غذاها دیگه با معده ات سازگار نیست .
یادم میاد اون موقع ها بیکار بودی ٬ هنوز هم بیکاری درسته ؟ .. با بیعارای شهر چکار می کنی ؟ با نداری زمان بیکاری بچه هات چکار می کنی؟ ... الهی بمیرم ٬ شنیدم چند تا از بچه هات شام شب ندارن ٬ از درد بیکاری رفتن کرج ٬ یه جایی به اسم حصار ٬ اولش فکر کردم زندانه ٬ ولی بعد که رفتم و دیدم متوجه شدم دست کمی از زندان نداره ٬ ... سن و سالت هم که دیگه بالا رفته ٬ اگه تا حالا کاری گیر نیاوردی بعیده بقیه بذارن کاری گیرت بیاد... !
آه کوهدشت غریبم .... کوهدشت خوب من... می دونم زخم کم لطفی مسئولین غیر کوهدشتی هنوز رو تنته... دردمند همیشه گرفتارم... باوفای همیشه قانع و ماندگارم... تومستحق این همه بی مهری نبودی بخدا ... هزار بار بهت گفتم نذار این همه نسخه های مختلف جور وا جور برات بپیچند... گوش نکردی ٬ هر که رسید یه جور گرفتارت کرد ٬ آخه تو کدوم شهر سیم خار دار می کشن دور چمن بلوار ٬ اما برای تو کشیدن ٬ دیدی از همه اونایی که فقط ادعا داشتند کسی به دردت نخورد و فقط لاف بود و پرستیژ های بی خود اداری ...
کوهدشت من ... کوهدشت دردمند ٬ بیچاره و آرزومند من٬ حالا که به حرف من رسیدی به چند نکته خوب گوش بده اگه پسندیدی عمل کن و الا.... هر چه دیدی از چشم خودت دیدی ٬ بذار حداقل من حرفامو بزنم تا راحت بشم ٬ بخاطر اینکه خودم رو ببخشم
اول اینکه جوان ها و فرزندان لایق و شایسته ای داری٬ قدرشون رو ندونستی ٬ درسته تو به اون ها نرسیدی ٬ اونا رو دربدر و آواره شهرهای دیگه کردی که الحمدالله همه هم خوب رشد کردن ٬ اما اون ها هیچ وقت تو را فراموش نکردن و تنهات نمی ذارن... مثل همیشه کمکت می کنن روی پای خودت بایستی...
دوم اینکه قول بده دیگه داروی که هر آدم ( مدیر ) ناشی و بی سوادی برات تجویز می کنه نخوری ٬ شاید خیلی ها بخوان دارو خورت کنن.. نگران نباش برای همه دردات دوا پیدا میشه فقط ممکنه کمی طول بکشه اما انشاء الله خوب می شی... نگران نباش عزیزم ٬آخه چرا باید بشی طرح کاد مدیران بی تدبیر و بی ترکیب ٬ چرا باید یه عده ای مدیر فله ای صرف طرفداری از یه آدم که در انتخابات پیروز شده بر مستند حساس ترین ادارات جولان بدن ٬ نه علم مدیریت می دونن و نه سوادش رو دارن ٬ بخدا تو خیلی گناه داری کوهدشت من ٬ دلم برات میسوزه ٬
آخر اینکه عزیزم نگران بیکاری خودت و بچه هات نباش٬ می دونم تو کشور مقام اول رو داری ... اصلاْ بابت این مقام اولی که کسب کردی بهت تبریک نمی گم ٬ انشالله و با یاری خدا با همت همین بچه هات یه کار آبرومند پدر مادر دار برات پیدا می کنیم تا از این گرفتاری نجات پیدا کنی .
وحرف بعد از آخرم کوهدشت گلم ... ای کوهدشت خوب و مهربان من، خیلی ها شاید هنوز نمی دونن تو ۵۵۰ شهید از بهترین بچه ها تو تقدیم انقلاب کردی ٬ خیلی جانباز و آزاده داری که همه شون کلکسیون درد ند ٬ خیلی ها نمی دونن تو یه گردان داشتی به اسم محبین که چندین عملیات بزرگ رو انجام داده ٬ خیلی ها نمی دونن تو بیش از صد ها بار بمباران شدی ٬ تو تشیع جنازه های بزرگ رو بیاد داری ٬ آوارگی مردم رو زمان بمباران بیاد داری ٬ خیلی ها نمی دونن بچه های شیمیایی تو یکی یکی دارن ترکت می کنن و غریبانه می رن تا ابدیت .
کوهدشت عزیزم یه کمی هم به داشته هات فکر کن و مطمئن باش میتونی بهتر بشی... از بچه هات که در مهاجرت هستند دعوت کن ٬ نخبه های شهر رو شناسایی کن ٬ یه جلسه برای نخبه های شهر بذار ٬ ازشون بخوا بهت کمک کنن ٬ بهشون بگو دردت چیه ؟ حتماْ کمکت می کنند ٬ ٬هیچ وقت نا امید نباش... کوهدشت خوب من ... با همه مشکلات، دردها و گرفتاریهایت بازهم دوستت داریم و جان ناقبلمان را فدای ماندگاری نامت می کنیم ... شهرمن... کوهدشت عزیزم ... مامن و زادگاهم... دوستت دارم... دوستت دارم ... دوستت دارم ...
منبع : کوهدشت سیتی
چهار ديواري انتصابي
حشمتاله آزادبخت:
من ميخواهم در همين مطلب بگويم اينقدر به مردم گير ندهيد، اينقدر به چهار ديواري انتصابي بعضيها سرك نكشيد. به آقايي هم كه چند روز پيش تماس گرفته و فرمايش كردهاست كه چند ساال است ليسانس دارد و دارد براي آزمون شهرداري درس ميخواند اما مثل اينكه ليست تعدادي را پيشاپيش به استان ارسال كردهاند، بگويم: اي بابا به من و شما چه ربطي دارد؟ خوب است بدانيد اعضاي محترم … آنقدر رضايت مردم را بر رضايت خود ترجيح ميدهند كه شب از غم ديگران خوابشان نبرد و من خيلي جدي و دور از طنز اين نوشته ميگويم اين شايعه دروغ است و اگر اين شايعه به اندازهي ذرهالمثقالي صحت داشتهباشد بايد قبلاً شبيه به آن اتفاق ميافتاد يا دستكم يكي از اعضاي خانواده يا بستگان خودشان را ميآوردند و بدون آزمون استخدام ميكردند. شما تمام سوراخ سنبهها و حتي پشت درختهاي آن سازمان را تفتيش كنيد اگر يك دانه از فاميلهاي اعضاي محترم … را در آنجا رؤيت كرديد حق با شماست و من به آقايان ميگويم بيايند و از شما و مردم و تكتك تحصيلكردههاي بيكار رسماً عذرخواهي بنمايند وگرنه شما حق نداريد به راحتي عينك دودي به چشم زده و همهچيز را سياه ببينيد و خيلي ساده با آبروي سفيد آدمها بازي كنيد و خداي كرده به قول يكي از آن اعضاي محترم ممكن است از كوره دربروند و دستور دهند بنده و امثال شما را عمري در آب خنك بجوشانند… به فرض كه شما و من و مردم يك عدد يا هر كدام چند رأي هم دادهايم و اين آقايان مدتي مسؤول شدهاند، زياد كه نكردهايم وظيفهي فاميلي و نژاديمان بودهاست. يك رأي دادهايم كه نميشود هزار انتظار بيجا داشته باشيم. حالا به فرض چند نفر از بستگان و فاميلهايشان را هم بييواشكي سر كار آوردهاند و به فرض كه بعضيهايشان سواد آنچناني هم ندارند. كار اداري و نوشتن و برخورد با ارباب رجوع كه سواد نميخواهد. شما هم اينقدر به اين مدركهاي ليسانستان پز ندهيد و بهتر است فكر آب باشيد كه نان خربزه است. اين را هم بگويم كه اين آقايان اولاً از هيچ انتقادي اخم نكردهاند و اگر شما راضي باشيد همين فردا پس فردا به حكم وجدان و ترس از آخرتشان همهي كساني را كه استخدام كردهاند اخراج ميكنند و آزمون برگزار ميكنند. دوماً آنقدر كوچهي آسفالت نشده و چهار راههاي تنگِ به ميدان تبديل نشده روي دست برنامههايشان مانده كه فرصت سر تكان دادن و گوش دادن به هزليات من و آقاي … را ندارند. سوماً واقعاً بايد به اين سكوت و خويشتنداريشان آفرين گفت كه هر چه تا به حال نوشتهايم به روي خودشان نياوردهاند و جوابيه ندادهاند تا لااقل دروغ من و امثال مرا ثابت كنند. چهارماً اين حق مسلم آنهاست كه از قانونِ ننوشته شدهيِ سهميهيِ خانوادگيِ استخدامِ سالانه استفاده كنند. پنجماً زياد نه، پنجاه سال ديگر، هم من هم شما و هم اين آقايان با پوشههايي سياه رنگ و بغلهايي چسبيده، به ديار باقي شتافتهايم پس بهتر است به هم بد نكنيم و دل همديگر را با سنگهاي بيهودگي نشكنيم و ششم و آخر اينكه مگر تنها شهرداري اين كارها را انجام دادهاست؟ اگر بخواهم جاهاي ديگري را در اينجا ذكر كنم آنوقت است كه مغز اين ستون منفجر بشود. البته آن ديگر ادارات خيلي خوششانس هستند كه عقربهي قلم من و شما تنها روي شهرداري خوابيدهاست. مگر يادتان نيست ادارهي گاز شبانه كارمندانش را بهخط كرد و جيك كسي هم درنيامد. مگر يادتان رفته كه مثلاً شبكهي بهداشت و درمان در شب روشن نزديك به چهل نفر آدم را از ته خانههايشان بيرون كشيد و عليرغم ميل باطنيشان استخدام كرد تا محوطهي ادارهاش خالي نمانَد. اگر كمي چكش اين خودكار را بر سرتان بكوبيد متوجه چند جاي ديگر هم ميشويد كه از گير دادن ما به شهرداري سود ميبرند و شايد اين شايعات دروغ را همان”آنها”در كوچههاي تنگ و تاريك ذهن من و شما پخش كردهاند تا حواسمان متوجه خودشان نشود. من باز دور از طنز اين نوشته ميگويم كه فرستادن ليست قبل از آزمون به هيچوجه وجود خارجي ندارد اما اگر راست هم باشد، خوب، باشد. حقشان است. زحمت كشيده و رأي جمع كردهاند. حالا كه نميشود فاميلهاي خودشان بيكار باشند يا با چشمان كاملاً باز آهن داغ در مشت يكي يكيشان بگذارند. فردا فاميلها با سنگ طعنه به شيشهي غيرتشان نميكوبند كه چرا غريبهها را استخدام نمودهايد؟ تازه مگر كساني كه توسط شهرداران قبلي استخدام شدهاند از طريق آزمون آمدهاند و مثل شما شب و روز كتاب خواندند و تخصص جمع كردهاند؟ اصلاً مگر بعضي از خود شهرداران گذشته و مضارع از طريق آزمون يا دستكم داشتن يكسري اطلاعات از كار شهرداريها انتصاب شدهاند؟ كسي نيست به خود بنده بگويد اطلاعات به چه درد ميخورد؟ خوب ديروز رئيسي ميآيد و امروز پس از مدتي از يك سري كارها اطلاعاتي كسب ميكند و تجربهاي در قوطي زندگياش مياندازد كه براي آيندهاش سودمند است حالا اين نشد آن يكي كه ميتواند. من مدتياست زياد حرف ميزنم و زبانم بيش از حد سرخ شدهاست اما چند روز است به اين نتيجه رسيدهام كه ديگر كاري به كار كسي نداشته باشم و زبانم را در آب سكوت فرو ببرم و به جاي نوشتن اين نيشها بروم و به هر قيمتي شده و با هر شعاري شده رأي جمع كنم. شما هم لطف كنيد به جاي اين همه شكوه و داد و بيداد الكي به تمام تحصيلكردههاي بيكار بگوييد تلاش كنند تا من رأي بياورم. البته اين را از همين اول ميگويم كه بعداً هيچ انتظاري از بنده نداشتهباشند چون اينجانب خودم هزار فاميل بيكار دارم.
زندگی جای دیگری است
صمد آزادبخت: این یک مقالهي هنری نیست و دربارهي موسیقی اطلاعات خوبی به آدم نمیدهد. احساس من است از آوازهای ایرج، از صدا و شعر او. دردهای ایرج بزرگند، همانطور که شادیهایش نیز، یا مرگ است یا زندگی، بین این دو، چیز دیگری وجود ندارد، فقط تقلا است، آویزان بودن است، برای رسیدن به این دو، دردهای بزرگ و شادیهای بزرگ. کلهباد را یا ترکمیر برای ایرج نوشتهاست، یا ایرج برای ترکمیر میخواند، من مطمئنم که روح بزرگ ترکمیر کلهباد را با صدای ایرج زمزمه میکند. موسیقی عظیم کریستوفکلمپ با تصاویر شگفتانگیز آفریقا و امریکا، موسیقی و صدای کریسدبرگ با اجراهای زنده و زیبا در سالن، موسیقی یانی با پیوند مللها و آیینهای باستانی، اینها جهانی شدهاند. اما موسیقی عظیم ایرج، شعرهای بومی پستمدرن، آوازهای اساطیری در فضای آزاد همخوانی با باد، همخوانی با باران، همخوانی با ساز و دهل، همخوانی آواز او با دیگران، همخوانی دیگران با آواز او همخوانی با گریه، با خنده، همخوانی با دستگاههای الکترونیک، همخوانی با درد، با شادی، همخوانی با هوره، گورانی، سیتبیارم،کشکله شیرازی، جابهجایی بیتها با هم، به شکل ویران کننده و سازنده. سیمین دانشور در جزیره سرگردانی میگوید: وقتی هنرها به شعر نزدیکتر شوند به تکامل میرسند… آیا جابهجایی مخاطب و شاعر، جابهجایی متن با تن، جابهجایی خواننده و شنونده، اینها ویژگی کدام شعر هستند؟ آدم دوست دارد وقتی صدای ایرج را گوش میدهد با او همخوانی کند. چه رازی در این صداست،که اینقدر بیقرار است؟ و از قلبی به قلبی دیگر سر گردان است، خانه او کجاست؟ شنیدهام میگویند: وقتی موسیقی فهمیده شود، موسیقی تمام میشود… اما این جمله برای آوازهای ایرج صدق نمیکند. تازه وقتی بفهمیم که ایرج چه میگوید، کار ما آغاز شدهاست، یعنی کار موسیقی با ما آغاز شدهاست. اما همیشه چند سؤال برای من مطرح بودهاست، سؤالاتی که باعث شدهاند این نوشته را بنویسم: -۱ آیا نمیتوان با دوربینهای قوی و نگاهی شاعرانه از زندگی در لرستان بر روی آوازهای ایرج،کلیپهای جهانی ساخت؟ -۲ مخاطب زن چهقدر به موسیقی ایرج گوش میدهد؟ (چرا که شکل حماسی آوازهای او یک جورهایی مردانه است و نوارهای کاست او بیشتر در میان این قشر دست به دست میشوند.کلاهکج و هلاو رفتن تا ابرها و بستن کولا و ساز و دهل و اسب و جنگ و ….) -۳ آیا کسی هست که راه او را ادامه دهد؟(شاید تلاشهای ایرج برای نان که حق طبیعی هر انسانیست، توان شاگرد پروری را از استاد گرفتهاست. آیا سرمایهگذاری در این راستا از جانب بخش خصوصی دلسوز و یا دولت متعهد بعد از زمان کوتاهی به درآمدزایی اقتصادی نیز نمیانجامد؟ بماند که فرهنگ غنی مفرغ و بلوط گذشته، برای آیندهگان بیم و وحشت، چه سوغاتهای گرانبهایی به همراه خواهد آورد.) اما با تمامی این حرفها به نظر نگارنده، این تنها صدا نیست که میماند. *عنوان یکی از کتابهای میلان کوندرا که بر گرفته از شعاریست که در انقلاب کبیر فرانسه روی دیوارها نوشته میشد.
اظهارات عجيب شاهرخي قبادي در مورد پيشرفت كوهدشت
نماينده مردم کوهدشت در مجلس شوراي اسلامي گفت:
توسعه صنعت، کشاورزي، امور زيربنايي راه و آموزش عالي در پيشرفت کوهدشت نقش بسزايي دارد.
حجتالاسلام شاهرخي قبادي با بيان اينکه يکي از کارهايي که در امر پيشرفت به منظور محروميتزدايي و اشتغال اين شهرستان مهم بوده توسعه صنعت است، متذکر شد: نظام جمهوري اسلامي ايران به دنبال اصل 44 قانون اساسي است؛ ضرورت دارد از شرکتهاي خصوصي در جهت توسعه صنعتي کوهدشت دعوت به همکاري کنيم.
وي در همايش محروميت و مسئوليت با بيان اينکه ظرفيتها و پتانسيلهاي کوهدشت زياد بوده و بايد شناسايي شوند، ادامه داد: در بودجه امسال براي اولين بار سد معشوره در رديف ملي قرار گرفته و با انتقال آب به اين شهر در آيندهاي نه چندان دور به يکي از شهرهاي نمونه کشور تبديل خواهد شد.
در ادامه اين همايش فرماندار کوهدشت گفت: يکي از خصيصههاي دانشجويي آرمانگرايي و عدالتطلبي است و اين مهم قابل درک است.
سيروس ابراهيمي با بيان اينکه کوهدشت سرزميني است که يقينا در آن فقر و توسعه نيافتگي وجود دارد، خطاب به دانشجويان متذکر شد: به هيچ وجه قبول ندارم کسي بگويد در مورد کوهدشت بيعدالتي مطلق شده، چرا که در سال 87 ، از 277 پروژه عمراني با اعتبار 32 ميليارد تومان، 120 پروژه به بهرهبرداري رسيده و مابقي در سال جاري به بهرهبرداري خواهند رسيد.
وي به دانشجويان کوهدشتي اظهار کرد: اگر ما خود را براي توسعه و اصلاح امور کوهدشت آماده نکنيم، کوهدشت با اعتبارات دولتي عمران و آباد نخواهد شد.
ابراهيمي با اشاره به اينکه حق شهر کوهدشت به درستي ادا نشده، متذکر شد: 30 سال رفتارها و پرخاشگريهاي بد و تند سياسي و 30 سال با همديگر درگير بودند، نتيجهاي جز اين ندارد.
فرماندار کوهدشت تصريح کرد: در کوهدشت زيرساختهاي توسعه مانند ديگر شهرهاي استان و کشور ايجادنشده، چرا که سرمايهگذار براي سرمايهگذاري در اين شهر به فرودگاه، آب مورد نياز و جاده 4 بانده نياز دارد و کوهدشت فاقد اينهاست.
ابراهيمي با بيان اينکه برنامه و استراتژي جهت توسعه کوهدشت در نظر داريم، اذعان داشت: يک کشاورز کوهدشتي که از هر هکتار زمين کشاورزي 8 تن گندم و يا 14 تن ذرت برداشت ميکند ميتواند در چشمانداز 20 ساله کشور اين مقدار را به يک ميليون تن برساند.
وي ادامه داد: اين شهرستان در توليد تخممرغ، گوشت سفيد و صنايع وابسته به کشاورزي از جمله توليد رب انار و رب گوجه ميتواند يکي از توليدکنندگان مطرح استان و غرب کشور باشد.
فرماندار کوهدشت با اشاره به اينکه با مهار آبها ميتوان کوهدشت را به يک سرزمين توريستي تبديل کرد، خطاب به دانشجويان تصريح کرد: شما نبايد يک طرفه قضاوت کنيد، اگر از عيبها ميگوييد ضروري است قوتها و کارهايي را که براي اين شهرستان انجام شده را نيز بيان کنيد.
وي با اشاره به اينکه در قبل از انقلاب، توليد محصولات کشاورزي در کوهدشت کمتر از 20 هزار تن بوده، اما امروز اين ميزان به 300 هزار تن رسيده، بيان داشت: اين از برکت انقلاب اسلامي و ترويج و توسعه کشاورزي بوده، چرا که کيفيت در عرصه کشاورزي در سايه مديريت کارآمد بوجود آمده است.
فرماندار کوهدشت با بيان اينکه امسال سعي ميکنيم در توسعه جاده خرم آباد - کوهدشت اقداماتي را انجام دهيم، اظهار کرد: تاکنون در اين شهرستان بيش از 600 کيلومتر راه روستايي و شهري آسفالت شده، و بيش از 90 درصد مردم روستاهاي اين شهرستان از آب آشاميدني سالم برخوردارند.
وي با اشاره به مهار آب رودخانه سيمره و انتقال آن به دشتهاي کوهدشت، رومشگان، کوناني و... گفت: امسال مجوز 5 ايستگاه پمپاژ را مطالعه و اجرا خواهيم کرد، و انتقال آب سيمره به دشت 5700 هکتاري طرهان انجام ميشود؛ ضمن ان كه بودجه 80 ميليون توماني آن را به امور آب استان تحميل کردهايم.
وي متذکر شد: در سال جاري از 106 ميليارد تومان اعتبار ملي امور آب لرستان به دليل عدم مطالعه، نتوانستيم اعتباري قابل توجهي را جذب کنيم.
فرماندار کوهدشت يادآور شد: اگر در بخش عمران شهري ضعيف عمل شده به دليل عدم پرداخت عوارض به شهرداري است.
وي تصريح کرد: من با بخشي از نظرات دانشجويان در خصوص عدم توسعه کوهدشت موافقم، اما ايمان دارم اگر همه با هم تلاش کنيم در يک پروسه نه چندان طولاني 8 ساله کوهدشت را تبديل به قطب محصولات کشاورزي کشور خواهيم کرد.
..........................................................................................
درد دل كاسيتي :
واقعاً عجيبه كدوم پيشرفت كدوم توسعه تو صحبتهاي بالا متوجه شدم كه همش ميگن موفق نشديم جذب كنيم ، نشد ، بايد شناسايي كنيم ، بايد پيگير بشيم ، پس كي باي اينكارا انجام بشه دوره نمايندگي شما هم داره تموم ميشه پس وظايف شما چي شد حمايت از شهردار و اقوامتون كه دست همه رو بند كردين وظيفه شماست ؟ حمايت و حاكم كردن جناح خودتون وظيفه شماست ما به غير از اينها كه چيزي از شما نديديم همش كه حرف زدن نميشه پس كي مردم كوهدشت بايد رنگ خوشي به خودشون ببينن كي بايد آب كشاورزي داشته باشند كي بايدجووناشون شاغل بشن كي بايد محروميت در بيان كي بايد جاده خوب داشته باشن كي بايد دانشگاه ملي باشن كي بايد شهري زيبا داشته باشن كي بايد... به خدا ديگه خسته شديم ديگه روحيه اي واسه جووناي اين شهر نموده بجاي حرف زدن يكم عمل كنين اين دنيا رو كه از دست دادين حداقل فكر آخرتتون باشين .
استقبال مردم کوهدشت از طالب نعمت پور قهرمان کشتی آسیا
طالب نعمت پور قهرمان آسیا در میان استقبال مردم ورزش دوست کوهدشت وارد این شهرشد و درخیابان های شهر مورد لطف وتشویق مردم قرار گرفت .
طالب نعمت پور که سال قبل هم قهرمان آسیا شده بود در نوزدهمین دوره رقابتهای کشتی فرنگی آسیا در دیدار پایانی وزن 84 کیلوگرم با غلبه بر ساموخین از قزاقستان قهرمان شد و دومین مدال طلای پیاپی خود را از رقابتهای قهرمانی آسیا دریافت کرد.
................................................................................
عکس از وبلاگ شیرز

فرهنگ اقوام ايرانزمين را دريابيم، چراكه بهزودي از حافظهها پاك میشود
يك ترانهسرا و خوانندهي موسيقي محلي معتقد است، دورشدن از فرهنگ
و هويت، بالاترين تهديد براي يك ملت بهشمار ميرود.ايرج رحمانپور،
در گفتوگويي با خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)
در منطقهي لرستان، تاكيد كرد: اگر بناست فرهنگ، هنر، ادبيات و هويت خود
را در ايرانزمين دريابيم، توجه به موسيقي، نواها، شعرهاي محلي، قصهها
و... ضرورت دارد مورد توجه باشد، درغير اينصورت ديري نخواهد پاييد
كه از حافظهها حذف و زدوده ميشوند.او با اشاره به ريشه و پايگاه فكري
غم در اشعار و آواهاي لري عنوان كرد، غم همراه تاريخي سرزمين ما و نالههاي
تاريخي يك قوم است كه در فرهنگ، ادبيات و حتا چهرهي مردم لر همواره نمايان
بوده و نشات گرفته از سرنوشت آنهاست.وي افزود، قوم لر و سرزمين آنها
همواره در طول تاريخ جولانگاه حملههاي اقوام، قبايل و كشورهايي بوده كه
هراز چندگاهي اين سرزمين را مورد هجوم قرار دادهاند. اين منطقه بارها ويران شده
و دوباره ازنو شكفته شده است.اين خوانندهي موسيقي لري و لكي اظهار داشت:
وجود تاريخ ناگوار در سرگذشت يك قوم در ادبيات و شعر آنها نمود خواهد داشت
و شايد با نگاهي به رفتار ساكنان اين منطقه بتوان به سرگذشت تلخ مردمان آن پيبرد.
وي گفت: شادي كه امروزه ديده ميشود شادي عميقي نيست؛ اگر بشود شادي را واقعي
كرد و در حين شادي اشك شوق از چشمان جاري شود، ميتوان گفت شادي واقعي
حاصل شده است.ايرج رحمانپور با ابراز اينكه غم در شعرها و آواهاي لري جنبهي
اجتماعي دارد و فردي نيست، تصريح كرد، هنرمند يك آيينه است و ضرورت دارد
متاثر از جمع باشد؛ اگر اينگونه نباشد، هنرش يك كار شخصي است و مخاطب مردمي
نخواهد داشت.اين ترانهسرا و خواننده تصريح كرد: با توجه به ركودي كه در ادبيات
گذشته بوجود آمده بود و معتقدم موضوعاتي كه به آن پرداخته ميشد بيان دردها نبود
و علاوه بر آن تكراري و شايد بتوان گفت موسيقي وارداتي بود در ابتدا به تغيير موسيقي
پرداختيم.او اضافه كرد، بهلحاظ مضمون، شكل، سازبندي و... تغييراتي را ايجاد كرده
و از زبانهاي لري، لكي و بختياري كه مورد توجه نبودند، استفاده كرده است.اين
هنرمند لرستاني با اشاره به نقش ادبيات و موسيقي در يك جامعه گفت: ادبيات موسيقي
همواره راه بهتر و شيواتري براي بيان يك موضوع است؛ چراكه لايههاي بيشتري از
جامعه را نمايندگي ميكنند و ضرورت دارد كه همه داشتههاي فرهنگي يك قوم را شكل
و گسترش دهند.رحمانپور اذعان كرد، در اين سالها نوعي قطع ارتباط بسيار ويرانگري
باگذشته صورت گرفته و اغلب با هويت خود بيگانه شدهاند؛ همين امر باعث ميشود
جامعه با ادبيات دمخور نباشد و از فرهنگ خود، روزبهروز فاصله ميگيرد.وي متذكر شد:
اين فاصله به حدي رسيده كه امروز درك شعر و نوع گويش برخي اشعار براي عدهاي
سنگين است.او معتقد است، هرچند بهكار بردن اين ادبيات سنگين است، اما با تكرار مرتب
آن باعث آشنايي مخاطب با هويت خود ميشود.وي گفت: اگرچه امروز بهسرعت در
حال جهانيشدن هستيم؛ اما جهانيشدن هيچ منافاتي با هويت و فرهنگ ندارد؛ آنجاست
كه در دهكده جهاني اگر با فرهنگ خود غريبه باشيم عضو كر، لال و كوري خواهيم بود
كه از ديگران بشنويم، بياموزيم و رفتار كنيم، در صورتي كه ميتوانيم حرفهاي بسياري
را خود براي گفتن داشته باشيم.او كه ميگويد بهخاطر نبود حمايتهاي مسوولان فرهنگي
كشور قادر نبوده است آلبوهاي موسيقياش را منتشر كند، با اشاره به نحوهي همكاري
مسوولان با هنرمندان يادآوري كرد، متاسفانه در بخش موسيقي حمايتي كه بايد وجود داشته
باشد نيست و برخي متوليان فرهنگي هم با موسيقي بيگانهاند و امكاناتي كه وجود دارد
در اختيار هنرمندان قرار نميگيرد
منبع : ایسنا

جوان کوهدشتی مدال طلای کشتی فرنگی آسیا را کسب کرد
تيم جوان شده كشتي فرنگي ايران با كسب 4 مدال طلا، يك مدال برنز و 60 امتياز براي سومين بار پياپي به عنوان قهرماني نوزدهمين دوره رقابتهاي كشتي فرنگي آسيا دست يافت .
در دیدار پایانی وزن 84 كیلوگرم طالب نعمتپور ملی پوش جوان كوهدشتي این وزن ایران كه سال قبل نیز قهرمان شده بود با غلبه بر ساموخین از قزاقستان قهرمان شد و دومین مدال طلای پیاپی خود را از رقابتهای قهرمانی آسیا دریافت كرد.
وبلاگ کوهدشت نیز این افتخار رو به تمامی همشهریان عزیز و این جوان شایسته آقای طالب نعمت پور تبریک میگه و به امید افتخارات و سربلندی جوانان کوهدشتی در سطح بین المللی .
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|