تبليغاتX
وبلاگ کوهدشت
 
 
 

وقتي كه درختان بلوط‌ مي‌ميرند

محمد‌حسين آزادبخت:picture-۰۱۷.jpg كوهدشت شهر كوچكي است كه در دشتي فراخ واقع شده‌است. كوه‌ها اين دشت را مانند حلقه‌اي در بر گرفته‌اند. انگار ساكنان اين ديار در ستيز بي‌اماني كه با كوه‌ها داشته‌اند در اين دشت به دام افتاده‌اند. جنگ به‌دام افتادگان اين ميدان‌گاه فراخ با كوه‌ها از آن روزهايي آغاز شد كه آدميان اين ديار به كوه‌‌ها ناسپاس شدند و دنياي پيرامون خود را ويران نمودند و به آن‌ها پشت كردند. انگار خدايان اساطيري، نگاه‌بانان جنگل‌ها، الهه‌هاي چشمه‌ها و حوريان رودخانه‌ها، اهالي اين ديار را به خاطر ناسپاسي‌شان نفرين كردند. چشمه‌ها خشكيدند. نهرها از جاري شدن باز ايستادند.رودخانه‌ها تبديل به زهر‌آب‌هاي عفن شدند و جنگل‌ها از ما گريختند. ما محكوم شديم تا ديگر از هيچ چشمه در اين دشت آب ننوشيم. رقص ماه بر زلالي آب هيچ نهري را تماشا نكنيم و هيچ رودخانه‌اي تن خسته‌مان را تطهير ندهند. درختچه‌هاي نحيف بلوط كه سربازان مغلوب كوهستان را مي‌مانند در شبيخون‌هاي دزدانه از پاي درمي‌آوريم تا حلقه‌ي محاصره را باز كنيم.

متن کامل را در لینک ادامه مطب مشاهده کنید

منبع : سیمره


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 10:18 قبل از ظهر  توسط امین آزادبخت ( کاسیتی )  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM