
به نظر شما اینا کی هستن و میخوان چکار کنن ؟؟؟؟؟
* آقای قبادی نماینده شهر من شما چی اینارو نمیشناسید ؟
* آقای ابراهیمی فرماندار جان شما چی به جا نمیارین این بنده خداهارو ؟
یه کم به مغزتون فشار بیارین شاید شناختین !
نشناختين ؟؟؟!! بابا شما دیگه کی هستین چقدر کند ذهنید مسئول به این فراموشکاری ندیده بودم !!!
قبادی جان میخوای راهنمایت کنم شاید یادت بیاد و اونارو بشناسي؟
ساختمان سعادت آباد تهران یادته اون چند نفر که واسه پیک نیک رفته بودن اونجا دیدی باد اومدو ساختمونو انداخت روشون اينا از نسل اونان ها حالا هم فکر کنم میخوان برن پیک نیک البته وضعیت جوی خوب نیست داره باد میاد تو باید جلوشون بگیری حالا یادت اومد ؟؟؟؟
چی بازم یادت نیومد !!!
اه من که دیگه خسته شدم کسی هست بیاد واسه اینا توضیح بده قضیه چیه ؟

سیروس ابراهیمی ( فرماندار کوهدشت )
در همایش دانشگاه پیام نور کوهدشت

۱-در زمینه توسع وعمران وآبادانی کوهدشت چه پیگیریهایی کرده وچه نتایجی به دست آورده است؟
۲-در زمینه توسعه نیروی انسانی و به کار گیری انسانهای شایسته چه عملکردی داشته است؟
۳-با علم و آگاهی به نارسایی های اداری ومالی در دوره نماینده قبلی چه اصلاحاتی صورت گرفته است؟
۴-در طول این دوره چند بار برای حل مشکل روستاییان به مناطق دور افتاده سفر کرده وچه نتایجی کسب نموده است؟
۵-تا چه اندازه توانسته در دوره نمایندگی و مسولیت خود را از قیود فامیل سالاری وباند بازی برهاند؟
۶-تاچه حدی توانسته در ایجاد همدلی بین نمایندگان استان برای حل مشکلات عمومی لرستان موفق باشد؟
۷-تا چه اندازه توانسته از وجود نخبگان کوهدشتی مقیم تهران و سایر شهرها و یا ساکن در کوهدشت بهره ببرد؟
۸-و...
ما منتظر جوابیه از طرف نماینده شهرمان در مجلس خواهیم ماند در صورتی که بعید به نظر می رسد ایشان جوابی برای این سئوالها داشته باشند .
نامه یه همشهری دور از کوهدشت
سلام کوهدشت عزیزم٬ کوهدشت غریب و همیشه تنهایم ، کوهدشت بن بستم ٬ سلام برزخم های کهنه ات، دردهای نگفته ات که هیچ وقت مجالی برای گفتن نداشتی ٬ سلام برمردمان دلتنگ و همیشه قانعت که با ۱۰ کیلو برنج و یه پنج کیلویی روغن سرنوشت خودشون رو می فروشن ... کوهدشت گلم حالت چطور است عزیزم ؟ ... چه می کنی... بامریضی هات چطوری؟ ... می دانم مثل همیشه می سازی و می سوزی.. گلو درد چرکینت چطوره ؟ ... هنوز هم تزریقات چی های ناشی بهت پنی سیلین می زنن؟ ... تنگی نفست چطوره گلم ؟ شنیدم داری تلاش می کنی آسم مزمنت رو درمان کنی... ؟
راستی هنوز دنبال دود و دمی یا نه؟! اعتیادت را چکار کردی؟ ... ادامه می دی یا درمان شدی؟... زبونم لال شنیدم مصرفت بیشتر شده ؟ با مرام می گن تازگی ها اکس خور شدی ٬ کراک هم که مصرف می کنی ؟ میدونی خیلی خطر ناکه؟ میگن اگه ادامه بدی کرم میزنه به همه جات ٬ باآرتروز گردنت چه می کنی؟... هنوز درددت می کنه ؟ احتمال میدم دیگه تاحالا باید دیسک کمرت هم عود کرده باشه...؟
بازخم معده چطوری؟... یادمه خیلی اذیتت می کرد ٬ یادته میگفتم اینقدر کم خوری نکن عاقبت زخم معده می گیری! ... این غذاها دیگه با معده ات سازگار نیست .
یادم میاد اون موقع ها بیکار بودی ٬ هنوز هم بیکاری درسته ؟ .. با بیعارای شهر چکار می کنی ؟ با نداری زمان بیکاری بچه هات چکار می کنی؟ ... الهی بمیرم ٬ شنیدم چند تا از بچه هات شام شب ندارن ٬ از درد بیکاری رفتن کرج ٬ یه جایی به اسم حصار ٬ اولش فکر کردم زندانه ٬ ولی بعد که رفتم و دیدم متوجه شدم دست کمی از زندان نداره ٬ ... سن و سالت هم که دیگه بالا رفته ٬ اگه تا حالا کاری گیر نیاوردی بعیده بقیه بذارن کاری گیرت بیاد... !
آه کوهدشت غریبم .... کوهدشت خوب من... می دونم زخم کم لطفی مسئولین غیر کوهدشتی هنوز رو تنته... دردمند همیشه گرفتارم... باوفای همیشه قانع و ماندگارم... تومستحق این همه بی مهری نبودی بخدا ... هزار بار بهت گفتم نذار این همه نسخه های مختلف جور وا جور برات بپیچند... گوش نکردی ٬ هر که رسید یه جور گرفتارت کرد ٬ آخه تو کدوم شهر سیم خار دار می کشن دور چمن بلوار ٬ اما برای تو کشیدن ٬ دیدی از همه اونایی که فقط ادعا داشتند کسی به دردت نخورد و فقط لاف بود و پرستیژ های بی خود اداری ...
کوهدشت من ... کوهدشت دردمند ٬ بیچاره و آرزومند من٬ حالا که به حرف من رسیدی به چند نکته خوب گوش بده اگه پسندیدی عمل کن و الا.... هر چه دیدی از چشم خودت دیدی ٬ بذار حداقل من حرفامو بزنم تا راحت بشم ٬ بخاطر اینکه خودم رو ببخشم
اول اینکه جوان ها و فرزندان لایق و شایسته ای داری٬ قدرشون رو ندونستی ٬ درسته تو به اون ها نرسیدی ٬ اونا رو دربدر و آواره شهرهای دیگه کردی که الحمدالله همه هم خوب رشد کردن ٬ اما اون ها هیچ وقت تو را فراموش نکردن و تنهات نمی ذارن... مثل همیشه کمکت می کنن روی پای خودت بایستی...
دوم اینکه قول بده دیگه داروی که هر آدم ( مدیر ) ناشی و بی سوادی برات تجویز می کنه نخوری ٬ شاید خیلی ها بخوان دارو خورت کنن.. نگران نباش برای همه دردات دوا پیدا میشه فقط ممکنه کمی طول بکشه اما انشاء الله خوب می شی... نگران نباش عزیزم ٬آخه چرا باید بشی طرح کاد مدیران بی تدبیر و بی ترکیب ٬ چرا باید یه عده ای مدیر فله ای صرف طرفداری از یه آدم که در انتخابات پیروز شده بر مستند حساس ترین ادارات جولان بدن ٬ نه علم مدیریت می دونن و نه سوادش رو دارن ٬ بخدا تو خیلی گناه داری کوهدشت من ٬ دلم برات میسوزه ٬
آخر اینکه عزیزم نگران بیکاری خودت و بچه هات نباش٬ می دونم تو کشور مقام اول رو داری ... اصلاْ بابت این مقام اولی که کسب کردی بهت تبریک نمی گم ٬ انشالله و با یاری خدا با همت همین بچه هات یه کار آبرومند پدر مادر دار برات پیدا می کنیم تا از این گرفتاری نجات پیدا کنی .
وحرف بعد از آخرم کوهدشت گلم ... ای کوهدشت خوب و مهربان من، خیلی ها شاید هنوز نمی دونن تو ۵۵۰ شهید از بهترین بچه ها تو تقدیم انقلاب کردی ٬ خیلی جانباز و آزاده داری که همه شون کلکسیون درد ند ٬ خیلی ها نمی دونن تو یه گردان داشتی به اسم محبین که چندین عملیات بزرگ رو انجام داده ٬ خیلی ها نمی دونن تو بیش از صد ها بار بمباران شدی ٬ تو تشیع جنازه های بزرگ رو بیاد داری ٬ آوارگی مردم رو زمان بمباران بیاد داری ٬ خیلی ها نمی دونن بچه های شیمیایی تو یکی یکی دارن ترکت می کنن و غریبانه می رن تا ابدیت .
کوهدشت عزیزم یه کمی هم به داشته هات فکر کن و مطمئن باش میتونی بهتر بشی... از بچه هات که در مهاجرت هستند دعوت کن ٬ نخبه های شهر رو شناسایی کن ٬ یه جلسه برای نخبه های شهر بذار ٬ ازشون بخوا بهت کمک کنن ٬ بهشون بگو دردت چیه ؟ حتماْ کمکت می کنند ٬ ٬هیچ وقت نا امید نباش... کوهدشت خوب من ... با همه مشکلات، دردها و گرفتاریهایت بازهم دوستت داریم و جان ناقبلمان را فدای ماندگاری نامت می کنیم ... شهرمن... کوهدشت عزیزم ... مامن و زادگاهم... دوستت دارم... دوستت دارم ... دوستت دارم ...
منبع : کوهدشت سیتی
چهار ديواري انتصابي
حشمتاله آزادبخت:
من ميخواهم در همين مطلب بگويم اينقدر به مردم گير ندهيد، اينقدر به چهار ديواري انتصابي بعضيها سرك نكشيد. به آقايي هم كه چند روز پيش تماس گرفته و فرمايش كردهاست كه چند ساال است ليسانس دارد و دارد براي آزمون شهرداري درس ميخواند اما مثل اينكه ليست تعدادي را پيشاپيش به استان ارسال كردهاند، بگويم: اي بابا به من و شما چه ربطي دارد؟ خوب است بدانيد اعضاي محترم … آنقدر رضايت مردم را بر رضايت خود ترجيح ميدهند كه شب از غم ديگران خوابشان نبرد و من خيلي جدي و دور از طنز اين نوشته ميگويم اين شايعه دروغ است و اگر اين شايعه به اندازهي ذرهالمثقالي صحت داشتهباشد بايد قبلاً شبيه به آن اتفاق ميافتاد يا دستكم يكي از اعضاي خانواده يا بستگان خودشان را ميآوردند و بدون آزمون استخدام ميكردند. شما تمام سوراخ سنبهها و حتي پشت درختهاي آن سازمان را تفتيش كنيد اگر يك دانه از فاميلهاي اعضاي محترم … را در آنجا رؤيت كرديد حق با شماست و من به آقايان ميگويم بيايند و از شما و مردم و تكتك تحصيلكردههاي بيكار رسماً عذرخواهي بنمايند وگرنه شما حق نداريد به راحتي عينك دودي به چشم زده و همهچيز را سياه ببينيد و خيلي ساده با آبروي سفيد آدمها بازي كنيد و خداي كرده به قول يكي از آن اعضاي محترم ممكن است از كوره دربروند و دستور دهند بنده و امثال شما را عمري در آب خنك بجوشانند… به فرض كه شما و من و مردم يك عدد يا هر كدام چند رأي هم دادهايم و اين آقايان مدتي مسؤول شدهاند، زياد كه نكردهايم وظيفهي فاميلي و نژاديمان بودهاست. يك رأي دادهايم كه نميشود هزار انتظار بيجا داشته باشيم. حالا به فرض چند نفر از بستگان و فاميلهايشان را هم بييواشكي سر كار آوردهاند و به فرض كه بعضيهايشان سواد آنچناني هم ندارند. كار اداري و نوشتن و برخورد با ارباب رجوع كه سواد نميخواهد. شما هم اينقدر به اين مدركهاي ليسانستان پز ندهيد و بهتر است فكر آب باشيد كه نان خربزه است. اين را هم بگويم كه اين آقايان اولاً از هيچ انتقادي اخم نكردهاند و اگر شما راضي باشيد همين فردا پس فردا به حكم وجدان و ترس از آخرتشان همهي كساني را كه استخدام كردهاند اخراج ميكنند و آزمون برگزار ميكنند. دوماً آنقدر كوچهي آسفالت نشده و چهار راههاي تنگِ به ميدان تبديل نشده روي دست برنامههايشان مانده كه فرصت سر تكان دادن و گوش دادن به هزليات من و آقاي … را ندارند. سوماً واقعاً بايد به اين سكوت و خويشتنداريشان آفرين گفت كه هر چه تا به حال نوشتهايم به روي خودشان نياوردهاند و جوابيه ندادهاند تا لااقل دروغ من و امثال مرا ثابت كنند. چهارماً اين حق مسلم آنهاست كه از قانونِ ننوشته شدهيِ سهميهيِ خانوادگيِ استخدامِ سالانه استفاده كنند. پنجماً زياد نه، پنجاه سال ديگر، هم من هم شما و هم اين آقايان با پوشههايي سياه رنگ و بغلهايي چسبيده، به ديار باقي شتافتهايم پس بهتر است به هم بد نكنيم و دل همديگر را با سنگهاي بيهودگي نشكنيم و ششم و آخر اينكه مگر تنها شهرداري اين كارها را انجام دادهاست؟ اگر بخواهم جاهاي ديگري را در اينجا ذكر كنم آنوقت است كه مغز اين ستون منفجر بشود. البته آن ديگر ادارات خيلي خوششانس هستند كه عقربهي قلم من و شما تنها روي شهرداري خوابيدهاست. مگر يادتان نيست ادارهي گاز شبانه كارمندانش را بهخط كرد و جيك كسي هم درنيامد. مگر يادتان رفته كه مثلاً شبكهي بهداشت و درمان در شب روشن نزديك به چهل نفر آدم را از ته خانههايشان بيرون كشيد و عليرغم ميل باطنيشان استخدام كرد تا محوطهي ادارهاش خالي نمانَد. اگر كمي چكش اين خودكار را بر سرتان بكوبيد متوجه چند جاي ديگر هم ميشويد كه از گير دادن ما به شهرداري سود ميبرند و شايد اين شايعات دروغ را همان”آنها”در كوچههاي تنگ و تاريك ذهن من و شما پخش كردهاند تا حواسمان متوجه خودشان نشود. من باز دور از طنز اين نوشته ميگويم كه فرستادن ليست قبل از آزمون به هيچوجه وجود خارجي ندارد اما اگر راست هم باشد، خوب، باشد. حقشان است. زحمت كشيده و رأي جمع كردهاند. حالا كه نميشود فاميلهاي خودشان بيكار باشند يا با چشمان كاملاً باز آهن داغ در مشت يكي يكيشان بگذارند. فردا فاميلها با سنگ طعنه به شيشهي غيرتشان نميكوبند كه چرا غريبهها را استخدام نمودهايد؟ تازه مگر كساني كه توسط شهرداران قبلي استخدام شدهاند از طريق آزمون آمدهاند و مثل شما شب و روز كتاب خواندند و تخصص جمع كردهاند؟ اصلاً مگر بعضي از خود شهرداران گذشته و مضارع از طريق آزمون يا دستكم داشتن يكسري اطلاعات از كار شهرداريها انتصاب شدهاند؟ كسي نيست به خود بنده بگويد اطلاعات به چه درد ميخورد؟ خوب ديروز رئيسي ميآيد و امروز پس از مدتي از يك سري كارها اطلاعاتي كسب ميكند و تجربهاي در قوطي زندگياش مياندازد كه براي آيندهاش سودمند است حالا اين نشد آن يكي كه ميتواند. من مدتياست زياد حرف ميزنم و زبانم بيش از حد سرخ شدهاست اما چند روز است به اين نتيجه رسيدهام كه ديگر كاري به كار كسي نداشته باشم و زبانم را در آب سكوت فرو ببرم و به جاي نوشتن اين نيشها بروم و به هر قيمتي شده و با هر شعاري شده رأي جمع كنم. شما هم لطف كنيد به جاي اين همه شكوه و داد و بيداد الكي به تمام تحصيلكردههاي بيكار بگوييد تلاش كنند تا من رأي بياورم. البته اين را از همين اول ميگويم كه بعداً هيچ انتظاري از بنده نداشتهباشند چون اينجانب خودم هزار فاميل بيكار دارم.
اظهارات عجيب شاهرخي قبادي در مورد پيشرفت كوهدشت
نماينده مردم کوهدشت در مجلس شوراي اسلامي گفت:
توسعه صنعت، کشاورزي، امور زيربنايي راه و آموزش عالي در پيشرفت کوهدشت نقش بسزايي دارد.
حجتالاسلام شاهرخي قبادي با بيان اينکه يکي از کارهايي که در امر پيشرفت به منظور محروميتزدايي و اشتغال اين شهرستان مهم بوده توسعه صنعت است، متذکر شد: نظام جمهوري اسلامي ايران به دنبال اصل 44 قانون اساسي است؛ ضرورت دارد از شرکتهاي خصوصي در جهت توسعه صنعتي کوهدشت دعوت به همکاري کنيم.
وي در همايش محروميت و مسئوليت با بيان اينکه ظرفيتها و پتانسيلهاي کوهدشت زياد بوده و بايد شناسايي شوند، ادامه داد: در بودجه امسال براي اولين بار سد معشوره در رديف ملي قرار گرفته و با انتقال آب به اين شهر در آيندهاي نه چندان دور به يکي از شهرهاي نمونه کشور تبديل خواهد شد.
در ادامه اين همايش فرماندار کوهدشت گفت: يکي از خصيصههاي دانشجويي آرمانگرايي و عدالتطلبي است و اين مهم قابل درک است.
سيروس ابراهيمي با بيان اينکه کوهدشت سرزميني است که يقينا در آن فقر و توسعه نيافتگي وجود دارد، خطاب به دانشجويان متذکر شد: به هيچ وجه قبول ندارم کسي بگويد در مورد کوهدشت بيعدالتي مطلق شده، چرا که در سال 87 ، از 277 پروژه عمراني با اعتبار 32 ميليارد تومان، 120 پروژه به بهرهبرداري رسيده و مابقي در سال جاري به بهرهبرداري خواهند رسيد.
وي به دانشجويان کوهدشتي اظهار کرد: اگر ما خود را براي توسعه و اصلاح امور کوهدشت آماده نکنيم، کوهدشت با اعتبارات دولتي عمران و آباد نخواهد شد.
ابراهيمي با اشاره به اينکه حق شهر کوهدشت به درستي ادا نشده، متذکر شد: 30 سال رفتارها و پرخاشگريهاي بد و تند سياسي و 30 سال با همديگر درگير بودند، نتيجهاي جز اين ندارد.
فرماندار کوهدشت تصريح کرد: در کوهدشت زيرساختهاي توسعه مانند ديگر شهرهاي استان و کشور ايجادنشده، چرا که سرمايهگذار براي سرمايهگذاري در اين شهر به فرودگاه، آب مورد نياز و جاده 4 بانده نياز دارد و کوهدشت فاقد اينهاست.
ابراهيمي با بيان اينکه برنامه و استراتژي جهت توسعه کوهدشت در نظر داريم، اذعان داشت: يک کشاورز کوهدشتي که از هر هکتار زمين کشاورزي 8 تن گندم و يا 14 تن ذرت برداشت ميکند ميتواند در چشمانداز 20 ساله کشور اين مقدار را به يک ميليون تن برساند.
وي ادامه داد: اين شهرستان در توليد تخممرغ، گوشت سفيد و صنايع وابسته به کشاورزي از جمله توليد رب انار و رب گوجه ميتواند يکي از توليدکنندگان مطرح استان و غرب کشور باشد.
فرماندار کوهدشت با اشاره به اينکه با مهار آبها ميتوان کوهدشت را به يک سرزمين توريستي تبديل کرد، خطاب به دانشجويان تصريح کرد: شما نبايد يک طرفه قضاوت کنيد، اگر از عيبها ميگوييد ضروري است قوتها و کارهايي را که براي اين شهرستان انجام شده را نيز بيان کنيد.
وي با اشاره به اينکه در قبل از انقلاب، توليد محصولات کشاورزي در کوهدشت کمتر از 20 هزار تن بوده، اما امروز اين ميزان به 300 هزار تن رسيده، بيان داشت: اين از برکت انقلاب اسلامي و ترويج و توسعه کشاورزي بوده، چرا که کيفيت در عرصه کشاورزي در سايه مديريت کارآمد بوجود آمده است.
فرماندار کوهدشت با بيان اينکه امسال سعي ميکنيم در توسعه جاده خرم آباد - کوهدشت اقداماتي را انجام دهيم، اظهار کرد: تاکنون در اين شهرستان بيش از 600 کيلومتر راه روستايي و شهري آسفالت شده، و بيش از 90 درصد مردم روستاهاي اين شهرستان از آب آشاميدني سالم برخوردارند.
وي با اشاره به مهار آب رودخانه سيمره و انتقال آن به دشتهاي کوهدشت، رومشگان، کوناني و... گفت: امسال مجوز 5 ايستگاه پمپاژ را مطالعه و اجرا خواهيم کرد، و انتقال آب سيمره به دشت 5700 هکتاري طرهان انجام ميشود؛ ضمن ان كه بودجه 80 ميليون توماني آن را به امور آب استان تحميل کردهايم.
وي متذکر شد: در سال جاري از 106 ميليارد تومان اعتبار ملي امور آب لرستان به دليل عدم مطالعه، نتوانستيم اعتباري قابل توجهي را جذب کنيم.
فرماندار کوهدشت يادآور شد: اگر در بخش عمران شهري ضعيف عمل شده به دليل عدم پرداخت عوارض به شهرداري است.
وي تصريح کرد: من با بخشي از نظرات دانشجويان در خصوص عدم توسعه کوهدشت موافقم، اما ايمان دارم اگر همه با هم تلاش کنيم در يک پروسه نه چندان طولاني 8 ساله کوهدشت را تبديل به قطب محصولات کشاورزي کشور خواهيم کرد.
..........................................................................................
درد دل كاسيتي :
واقعاً عجيبه كدوم پيشرفت كدوم توسعه تو صحبتهاي بالا متوجه شدم كه همش ميگن موفق نشديم جذب كنيم ، نشد ، بايد شناسايي كنيم ، بايد پيگير بشيم ، پس كي باي اينكارا انجام بشه دوره نمايندگي شما هم داره تموم ميشه پس وظايف شما چي شد حمايت از شهردار و اقوامتون كه دست همه رو بند كردين وظيفه شماست ؟ حمايت و حاكم كردن جناح خودتون وظيفه شماست ما به غير از اينها كه چيزي از شما نديديم همش كه حرف زدن نميشه پس كي مردم كوهدشت بايد رنگ خوشي به خودشون ببينن كي بايد آب كشاورزي داشته باشند كي بايدجووناشون شاغل بشن كي بايد محروميت در بيان كي بايد جاده خوب داشته باشن كي بايد دانشگاه ملي باشن كي بايد شهري زيبا داشته باشن كي بايد... به خدا ديگه خسته شديم ديگه روحيه اي واسه جووناي اين شهر نموده بجاي حرف زدن يكم عمل كنين اين دنيا رو كه از دست دادين حداقل فكر آخرتتون باشين .
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|