تبليغاتX
وبلاگ کوهدشت
 
 

کوه باستانی سرخدم لکی

عکاس : امین آزادبخت

 

  نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 4:34 بعد از ظهر  توسط امین آزادبخت ( کاسیتی )  | 

منطقه باستانی سرخ دم لکی

عکاس : امین آزادبخت 

  نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 2:31 بعد از ظهر  توسط امین آزادبخت ( کاسیتی )  | 

قومی  که همزمان و به موازات ایلامیها بر بخشهایی از لرستان تسلط داشته ، کاسیتها هستند . در مورد ریشه نژادی این قوم که  در مناطق شمالی و غرب لرستان اقامت داشته اند ، اختلاف نظر وجود دارد . عده ای از محققان و باستان شناسان آنها را بومیان نخستین لرستان دانسته و تعداد زیادی آنان را شعبه ای از قوم آریایی پنداشته که پیش از دیگر اقوام آریایی ماد و پارس به ایران مهاجرت کرده اند و پس از مدتی اقامت در کوههای قفقاز و سواحل دریای خزر سرانجام به سلسله جبال زاگرس پناه برده و در کوههای لرستان اقامت گزیده و پس از آمیزش با بومیان محل بانی تمدن تازه و درخشانی شده اند . به هر حال علی رغم اظهاراتی که در باره ریشه نژادی این قوم بیان شده ، آنان در زمان خود متمدن ترین ملل عصر خود بوده و چیره دستی فوق العاده ای در ساختن مصنوعات مفرغی داشته اند دوره مفرغ را دوره طلایی و شکوفایی هنر و تمدن لرستان می نامند. زیرا صنعتکاران مفرغ، هنرمندان زمان خود بوده اند و با اینکه تمدنهای رقیب هم مرز و هم زبانشان ظاهرا ریشه دارتر و آمیخته با فرهنگ قدیمیتری بوده اند، ولی هیچگاه رقیب این هنرمندان کوه نشین تازه به دشت آمده نشدند.

سرزمین محل سکونت آنان از هزاره سوم پیش از میلاد به این طرف، منطقه وسیعی شامل لرستان کنونی، ایلام و نهاوند بوده است. این مفرغ کاران که کاسیت ها می باشند، در مفرغ کاری خود از تمدنهای همجوار مثل بابلیان، سومریان، آشوریان و ایلامیان تاثیر گرفته و اشکالی از مفرغ متاثر از زندگی اجتماعی، اقتصادی و اعتقادی و باورهای خود ساخته اند. تحولات عصر مفرغ به طور مشخص به سه دوره: مفرغ قدیم (از 26000 تا 2000 ق.م)، عصر مفرغ میانه (از 2000 تا 1600 ق.م) و عصر مفرغ جدید (از 1600 تا 1300 ق.م) تقسیم می شود.

بیشترین مفرغ بدست آمده از لرستان به عصر مفرغ و بعد از آن (اوایل عصر آهن) تعلق دارد. انواع مفرغهای مشکوفه ساخته شده در لرستان به شرح زیر می باشداین اشیاء منتسب به قومی بنام کاسی است بر همین اساس متون آکدی از قومی بنام کاسی در هزاره دوم خبر می دهند . کاسیها(ساکنان لرستان) اقوامی با ریشه نژادی آریائی - آسیانیک از پیشتازان مهاجران اولیه به نجد ایران که پرورش دهندگان اسب و خالق اشیاء مفرغی شگفت انگیز بودند وزندگی اجتماعی مبتنی بر کوچ و مهاجرت داشته اند.

محصولات مفرغی این این زمان به دلیل علاقه این قوم به اسب وسوارکاری، لگام ومهار اسب و حلقه های زیرین، تسمه، رکاب و دیگر افزارهای سواری و نیز سلاح های دستی چون گرز، تبر، شمشیر، خنجر و بویژه بتهای مختلف بود. در دسته غالب این ابزارها ترسیم دقیق و شکیل سر اسب یا شیر دیده می شود، چندان که یال و چشم علاوه بر ...

تحقیف و باز شناسی و معرفی این پشتوانه های مادی و معنوی می تواند در شناسایی چهره ای درست از استان به جهانیان، نقش عمده ای را ایفا کند.

لرستان و کاسیان

 

  نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 6:35 بعد از ظهر  توسط امین آزادبخت ( کاسیتی )  | 

رد پاي اساطير ايراني در زبان لكي

علي‌رضا آزادبخت :

 هرچند همه‌ي ما از سر احساس و حسي ملي و عقده‌هاي تاريخي هرجا سخن از لهجه و زبان به ميان مي‌آيد لكي را زبان مي‌دانيم و بر اين علم ناخوانده اصرار مي‌ورزيم و حقارت لهجه بودن را برنمي‌تابيم و مثل بسياري امور ديگر تنها فربهي رگ گردن و سرخي گونه را حجت موجه خود مي‌دانيم! اما درست آن است كه هنوز تحقيقي مستند به دلايل علمي و با تكيه بر اصول زبان‌شناسي و مستندات تاريخي و ريشه‌يابي كلمات و … به انجام نرسيده است كه فرضيه‌ي زبان بودن لكي را به اثبات برساند و اگر چنين خدمت بزرگي از كسي برآيد ملتي مرده را حيات بخشيده است. بي‌شك اگر بتوان ردپاي زبان لكي را در تاريخ گذشته‌ي ايران يافت و در جان اساطير ايراني خوني از كلمات لكي را جريان داد يكي از سرشاخه‌هاي اين رودخانه‌ي خروشان را شناخته‌ايم. اسطوره‌ها انتهاي تاريخ كور و باستان‌شناسي خاموشند. هرجا اين دو از بيان فرو مانند سخن اسطوره ... ادامه مطلب


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 11:41 قبل از ظهر  توسط امین آزادبخت ( کاسیتی )  | 

مراسم عيد ياران در کوهدشت

عيد ياران، مراسمي باشكوه است كه در ميان پيروان حضرت علي(ع) ( اهل حق )  و به احترام ايشان مرسوم است.

اين جشن كه در اولين روز زمستان به مدت هفت شب برگزار مي‌شود، به خاطر ياد و گراميداشت هفت‌تن از ياران امام علي(ع) كه مدت چند روز زير بهمن بوده‌اند و پس از آن به اذن خداوند نجات يافته‌اند، انجام مي‌شود.

مردم ما، در زبان محلي براي هر يك از اين ياران يك شب و يك نام مخصوص انتخاب نموده‌اند. شب اول كه نيت مي‌گيرند اين هفت روز را به درستي انجام دهند.

شب دوم كه شب شيرقوتي نام دارد. به خاطر اينكه جستجوگران اين ياران در ميان برفها صداي سرفه يكي از ياران را شنيده‌اند.

شب سوم كه شب پادشاه نام دارد. در اين شب بايد برنج با روغن كرمانشاهي و هر خانواده خروسي را خريداري مي‌كنند، و آن را به كله و پاها آب‌پز مي‌كنند.

شب چهارم‌ شب كامريجون نام دارد كه آن را متعلق به حضرت علي مي دانند در اين شب بايد برنج يك رنگ باشد و هيچ چيز ديگري (عدس-لوبيا و…) داخل آن ريخته نشود.

شب پنجم، قلم‌زرين است كه احترام يكي از ياران امام علي(ع) وقتي كه امام خليفه شدند ايشان آن را نوشته است.

شب ششم، كه پير موسي كه متعلق به امام رضا(ع) است و به احترام اين امام برنج با روغن حيواني درست مي‌كنند.

شب هفتم، يا به عبارتي روز هفتم، متعلق به حضرت فاطمه(س) است و به خاطر ايشان زنان در منزل با ساج و يا ماهي تابه نان (گرده) درست مي‌كنند. در اين هفت شب غذاهاي متفاوتي با ثابت بودن برنج با روغن كرمانشاهي درست مي‌كنند.

اين هفت شب يكي از سيدهاي اهل حق هر شب مي‌آيد و با خواندن دعاي مخصوص آن غذا را متبرك مي‌كنند.

این مراسم در کوهدشت بیشتر در روستای بلوران که تماماْ اهل حق میباشند مرسوم است . البته اهل حق ها در شهر های دیگری مانند نورآباد و هرسین هم هستند این مراسم را بجا می آورند.

امین آزادبخت / دی ماه ۸۷

  نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 11:50 قبل از ظهر  توسط امین آزادبخت ( کاسیتی )  | 

 محوطه باستاني سرخ دم لكي كوهدشت

در پي چهارفصل كاوش باستان شناختي در محوطه سرخ دم لكي كوهدشت در لرستان، باستان شناسان تاكنون موفق شدند دومجموعه معماري از دوره آهن (۸۰۰ تا ۵۰۰ق.م) را كشف کنند كه برروي يك تختگاه سنگي به ابعاد تقريبي ۵۲*۱۵ متر ساخته شده است.

به گفته خانم آرمان شيشه گر سرپرست هيأت باستان شناسي ، لاشه سنگهاي بزرگ به كار رفته در ساخت تختگاه به صورت خشكه چين بوده اما در فواصل باقيمانده ميان سنگهاي چيده شده از ملات گل وشن استفاده شده است. اين مجموعه هاي ساختماني به صورت ديوارهاي كوتاه به عرض تقريبي ۷۰ تا ۱۳۰ سانتيمتر وارتفاع ۱۰تا ۵۰سانتيمتر، متشكل از يك تا چهار رديف سنگ چين با ملات گل وشن ريز وفاقد سقف هستند
.

مجموعه بزرگتر كه درجبهه شرقي محوطه حفاري قرار دارد داراي زواياي ۹۰درجه و سازه هايي با ابعاد هندسي منظم است. درحالي كه مجموعه كوچكتر (در جبهه غربي ( داراي زواياي نامنظم وسازه هايي است كه نسبت به يكديگر حالت پلكاني دارند. گفتني است يافته هاي سفالي مكشوفه از اين محوطه به عصر آهن(۱۱۰۰ تا ۸۰۰ ق.م )، عصر آهن (۸۰۰ تا ۵۰۰ق.م) و قطعاتي نيز به سده هاي نخستين اسلامي تعلق دارند.


به گفته خانم آرمان شيشه گر باستان شناس ، شيوه معماري به دست آمده از سرخ دم لكي در بخشهايي از منطقه فرهنگي زاگرس از جمله: سرخ دم لري و باباجان (در لرستان)، گودين تپه (كنگاور) ، بيستون (كرمانشاه) و زندان سليمان (تخت سليمان آذربايجان غربي ) نيز مشاهده شده است. همچنين هيأت باستان شناختي در پيرامون اين محوطه باستاني به آثار و بقايايي از معماري مشابه با «سرخ دم لكي » دست يافت كه نيازمند بررسي ها ومطالعات بيشتر است
.
به گزارش واحد اطلاع رساني سازمان ميراث فرهنگي كشور، اين موضوع مي تواند نشان دهنده وسعت و گستردگي اين فرهنگ در منطقه كوهدشت باشد. محوطه باستاني سرخ دم لكي در جنوب غربي خرم آباد در ۶كيلومتري شمال غربي شهرستان كوهدشت و ۱۰كيلومتري شمال غربي محوطه سرخ دم لري با ارتفاع ۱۵۰متر نسبت به دشت پيرامون آن واقع شده است.

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 7:47 بعد از ظهر  توسط امین آزادبخت ( کاسیتی )  | 

آثار مفرغي مشكوفه در سرخ دم لري شهر باستاني كوزشت ( كوهدشت)

اوج هنر ساكنين كوزشت را بايد در قلب تاريخ و مفرغ هاي كشف شده در كوزشت جستجو كرد. مطالعات نشان مي دهد كه ساكنان كوزشت در فاصله عصر مس تا آغاز كشف آهن در لرستان بزرگترين صنايع دست بشر را بوجود آورده اند. امروزه مفرغ هاي كوزشت اعجاب و تحسين همگان را برانگيخته است، به گونه اي كه آن دوره را (عصر طلايي تمدن مفرغ) نام نهاده اند و لرستان را به عنوان مهد اين اختراع (مهد مفرغ) لقب داده اند.

امروز مفرغ هاي لرستان كه نماد هنر ساكنان كوههاي لرستان هستند زينت بخش موزه هاي خصوصي دنيا هستند و توانسته اند غرفه هايي جداگانه را در اين موزه ها به خود اختصاص دهند.

و اين هر دو (فرهنگ و هنر) از بزرگترين جاذبه ها براي توريسم استان (مخصوصا توريسم فرهنگي) محسوب مي شود. در هزاره سوم پيش از ميلاد انسان با آميختن مس و فلزات ديگر از قبيل آرسنيك و قلع، فلز جديدي به نام مفرغ توليد كرد. دوران به كار گيري اين آلياژ در صنعت فلزكاري كه همزمان با پيدايش خط، ظهور سفال سياه و خاكستري و پيدايش سيستم تجارت و شهر نشيني بود، عصر مفرغ ناميده شد.

دوره مفرغ را دوره طلايي و شكوفايي هنر و تمدن لرستان مي نامند. زيرا صنعتكاران مفرغ، هنرمندان زمان خود بوده اند و با اينكه تمدنهاي رقيب هم مرز و هم زبانشان ظاهرا ريشه دارتر و آميخته با فرهنگ قديميتري بوده اند، ولي هيچگاه رقيب اين هنرمندان كوه نشين تازه به دشت آمده نشدند.

سرزمين محل سكونت آنان از هزاره سوم پيش از ميلاد به اين طرف، منطقه وسيعي شامل لرستان كنوني، ايلام و نهاوند بوده است. اين مفرغ كاران كه كاسيت ها مي باشند، در مفرغ كاري خود از تمدنهاي همجوار مثل بابليان، سومريان، آشوريان و ايلاميان تاثير گرفته و اشكالي از مفرغ متاثر از زندگي اجتماعي، اقتصادي و اعتقادي و باورهاي خود ساخته اند.

تحولات عصر مفرغ به طور مشخص به سه دوره: مفرغ قديم (از 26000 تا 2000 ق.م)، عصر مفرغ ميانه (از 2000 تا 1600 ق.م) و عصر مفرغ جديد (از 1600 تا 1300 ق.م) تقسيم مي شود.

بيشترين مفرغ بدست آمده از لرستان به عصر مفرغ و بعد از آن (اوايل عصر آهن) تعلق دارد. انواع مفرغهاي مشكوفه ساخته شده در لرستان به شرح زير مي باشد:

1_ سلاح و جنگ افزار شامل: خنجر، شمشير، پيكان، نيزه، كمان، سپر، كلاه خود، تبر صاف، تبر دسته دار، درفش، چكش،  اره، داس، انبر، چنگال آهني، دسته سوهان سنگي.

2_ قطعات زين و برگ، لگام، حلقه هاي مهار، قطعات آهن لگام، زنگوله و آويزه.

3_ اشياء زينتي شامل گردنبند و آويزه، گوشواره هاي حلقه اي زنگوله، انواع پرندگان مثل: مرغابي، طاووس، كبك و پيكره حيواناتي چون بز كوهي، اسب، پلنگ و سنجابهاي بومي و . . .

4_ اشياء نذري شامل علائم و نشانها، بتهاي كوچك، سنجاقهاي نذري حيوانات، سنجاقهاي نذري با صفحات بزرگ.

5_ ظروف غذاخوري شامل ساغر، كاسه، ليوان و ظروف نوك دار، از اين بين مفرغها ي مخصوص و مشخص لرستان تبر هاي دو طرفه مزين شده به آثار انگشت و بعضي نقوش انسان و حيوان، روكش تيردان با نقش گاو بالدار خوابيده يا مناظري از شكار، صفحه مركزي سپر مصور و مزين به حيوانات مختلف يا انسان، دسته اسباب تيز كني، لگام اسب داراي تيغه هاي دو طرفه و مشبك، حلقه هاي لگام، نشانها يا بتها با تصاويري از بز كوهي و شير، كاسه هاي مفرغي كه با صحنه هايي از جشن و شكار مزين شده اند، مي باشد.

استفاده از سمبل هاي حيواني به شكل بز و موجودات گربه سان مربوط به 1000 _900 ق.م، سمبلهاي انساني _ حيواني كه حيوان نقش اصلي را ايفا مي كند و مركب از دو سر حيوان و يك سر انسان است منسوب به 800 تا 900 ق.م است، سمبلهاي انساني _ حيواني موسوم به سرور (خداي) حيوانات مربوط به سالهاي 800 تا 700 ق.م، وسمبلهاي انساني با شكل لوله (مرد و زن) متعلق به سالهاي 700 تا 600 ق.م مي شود

  نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 1:46 بعد از ظهر  توسط امین آزادبخت ( کاسیتی )  | 

آتشکده نیاسر

مراسم باستاني درروستاي بلوران كوهدشت

(زيارتگاه بلوران مخصوص اهالي دهكده) بلوران: نام دهكده‌اي است در شمال باختري كوهدشت بر سر راه (ملاوي-اسلام آباد غرب) كه به سمت جنگلهاي انبوه اطراف آن هواي معتدلي دارد. وجه تسميه آن به واسطه قبري به همين نام است كه بر بالاي كوهي در غرب اين دهكده قرار دارد. اهالي كه مذهب علي الهي دارند «بلوران» را يكي از پيشوايان قديمي خود مي‌دانند. در كنار قبر سنگي است از كوه كه آنرا «دلدل» مي‌نامند. بر روي آن چند فرورفتگي مدور ديده مي‌شود كه پيروان اين مذهب آنرا جاي سم اسب علي (ع) دانسته و از اين جهت به «دلدل» مشهر است. يكي ديگر از آثار كوه بلوران آتشگاهي است كه آنها آئين بر افروختن آتش مقدس را در اينجا بر پاي مي‌دارند و تفصيل آن چنين است در روزهايي از دي ماه هر سال زن و مرد و كودك و پير و جوان به بالاي كوه بلوران مي‌روند و با خود چوب و هيزم همراه مي‌برند حتي زنان آبستن براي فرزندي كه در شكم دارند قطعه هيزمي اضافه با خود حمل نموده و آنها آتش مقدس مي‌‌اندازند. آتشگاه 11*25 متر است و اطراف آنرا با سنگ محصور كرده اند.آئين بر افروختن آتش مقدس، در ابتدا جشن هفت روزه مذهبي انجام مي‌شود. پس از آن چهار شب را كه معمولاً بين دهم تا بيستم دي‌ماه است بنام «شب ياران»‌ مي‌نامند هر شب با نام يكي از پيشوايان مشخص شده است. 1-كامريجان 2-شيرقتي 3-شاعلي 4-پير موسي Pirmusi shaali shirghoti kamerijan در اين چهار شب افراد خانواده بايد لباس نو بپوشند و غذاي آنها برنج به صورت پلو و گوشت پخته باشد در اين روزها مراسمي خاص نيز انجام مي‌شود. 5-داوودرش در شمال خاوري كوهدشت به فاصله پنج كيلومتر در دامنه كوه،مقبره‌اي است كه به «داوودرش»مشهور است قبر در گذشته با كاشي سبز مزين بوده كه اينك تمام كاشيها و قسمتي از طاق مقبره خراب شده است. ارتفاع گنبد نزديك 9 متر و تمامي از سنگ و گچ ساخته شده است. هيچ گونه سنگ نوشته‌اي ديده نشده كه معرف مدفون باشد. آقاي ايزد پناه در كتاب خود تحت عنوان آثار باستاني و تاريخي لرستان معتقد است كه چنانچه كه گفته‌اند اگر اين زيارتگاه مربوط به پيران مذهب علي الهي باشد ممكن است متعلق به داوود يا «يار داوود» مشهور به «موسياوه» كه از جمله هفت تنان دسته اول و از ياران سلطان الله حق صاحب كرم بوده باشد كه در قرن هفتم مي‌زيسته اطراف مقبره گورستاني هست كهنه و قديمي كه از جمله بر سنگ قبري تاريخ 8/11 هجري قمري روي آن كنده شده و تصاويري نيز حجاري گرديده است.

  نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 11:52 بعد از ظهر  توسط امین آزادبخت ( کاسیتی )  | 

 

روزگار با ابوالوفا بي وفايي مي‌كند

در شرق شهرستان كوهدشت روستاي كوچكي به نام «ابوالوفا» وجود دارد كه به دليل قبرستان تاريخي و امامزاده‌اي كه دارد، در ميان مردم محلي مشهور است.

سنگ قبرهاي قبرستان ابوالوفا بسيار منحصر به فردند، گويي كه مجموعه بسيار شگفت‌انگيزي از نمادها و تصويرها را روي هر يك از اين سنگ قبرها حجاري كرده‌اند. چندين نمونه مختلف از انواع سنگ قبر در اين روستا ديده مي‌شود:

1 – قبرهايي به شكل پلكاني (زيگوراتي) كه يادآور مقبره كوروش هستند و شايد با تحقيق روي اين‌گونه از قبرها، پيشينه‌ معماري مقبره كوروش بر كارشناسان آشكار شود.

2 – سنگ قبرهاي برافراشته كه چهاروجهي و هرمي‌شكل هستند و در هر وجه آن نوشته‌ها و نقوش بسيار زيبا و معناداري ديده مي‌شوند.

3 – قبرهايي با چيدمان ويژه و با سنگ‌هاي لاشه‌اي ساخته شده‌اند.

سنگ قبرهاي اين قبرستان، هم‌ارزش ميراث فرهنگي دارند و هم ارزش هنري و از لحاظ مردم‌شناسي منطقه نيز حائز اهميت هستند. قبرستان اين روستا چنان است كه حتي به عنوان يك مقصد گردشگري مي‌تواند مورد توجه واقع شود.

با اين حال سازمان حج و زيارت (به گفته مردم محلي) دقيقا (دقت كنيد دقيقا) در ميان اين قبرستان، يك زائرسراي بزرگ بنانهاده كه هم‌اكنون نيمه‌كاره رها شده است. هرچه كرديم نتوانستيم دليل مناسبي براي ساخت زائرسرايي به بزرگي يك مسجد جامع در روستايي كوچك پيدا كنيم؛ روستايي كه امامزاده آن مطمئنا به چنين زائرسرايي نياز ندارد؛ حتي به يك دهم آن هم نياز ندارد؛ زائرسرايي كه در ميان قبرستان و روي قبرهاي قديمي ساخته شده و بدون اغراق تعداد بسياري از قبرها و سنگ قبرها را ويران كرده است.

اكنون هر كسي كه به روستاي ابوالوفا سفر كند، مي‌بيند كه برخي از قطعه‌هاي شكسته شده سنگ قبرها در ميان نخاله‌هاي ساختماني به فراموشي سپرده شده‌اند و اگر در ميان روستا قدم بزنيد، مي‌بينيد كه برخي سنگ قبرها در ميان فضولات حيوانات چهارپا به حال خود رها شده‌اند. خانه‌اي را مي‌بينيد كه يكي از همين سنگ‌هاي برافراشته در كنار در ورودي آن جاي دارد و قبرهايي را در حياط خانه‌هاي ديگر مشاهده مي‌كنيد.

از مردم محلي سؤال كرديم كه چرا اجازه داده‌اند با روستا و با قبر نياكانشان چنين رفتاري شود؟ آنها كه همگي فكر مي‌كردند ما به دنبال گنج به روستاي آنها آمده‌ايم، جوابي براي سؤال ما نداشتند. رضايت آنها را جلب كرده بودند كه چگونگي‌اش را حتما خود خواننده متوجه خواهد شد. سؤال اين است كه كدام ارگان و نهاد و يا سازماني مسئول اين كج‌سليقگي‌هاست؟

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 11:47 قبل از ظهر  توسط امین آزادبخت ( کاسیتی )  | 

معرفی کوهدشت بلاگها ( ۲ ) 

 http://www.tarhan.blogfa.com

از وبلاگ جدید  دیار طرهان  بازدید نمائید.

  نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 5:52 بعد از ظهر  توسط امین آزادبخت ( کاسیتی )  | 

 

در گذشت محمد حسین خان غضنفری (مه س  ه خان ) آخرین بازمانده امیر شرف                            

به سراي سپنج مهمان را                               دل نهادن هميشگي نه رواست

محمدحسين‌خان غضنفري آخرين فرزند نظرعلي‌خان (امير اشرف) حاكم مقتدر لرستان روز پنج‌شنبه ۲۵ مرداد‌ماه در سن ۸۸ سالگي دار فاني را وداع گفت.
محمدحسين‌خان در ۵ فروردين ۱۲۹۹ هنگامي چشم به جهان هستي گشود كه خانواده‌ي پدري‌اش بحراني‌ترين سال‌هاي زندگي حاكمي محلي را مي‌گذراندند. نظرعلي‌خان(نظه) به خاطر كهولت سن اقتدار قبلي خود را از دست داده‌بود. محمدعلي‌خان فرزند ارشد و جوان نظرعلي‌خان براي دست‌يابي به اقتدار قبلي پدر عليه حكومت مركزي سر به شورش برداشته‌بود.
او تحت عنوان شورش‌گران قواي اسلامي از فرامين دولت مركزي كه درصدد مهار قدرت‌هاي محلي بود سرپيچي كرد. در جنگي معروف قشون دولتي كه به فرماندهي شاه‌بختي براي سركوب شورش‌گران طرهان آمده‌بودند، در شرق دشت كوهدشت در حلقه‌ي محاصره گرفتار شدند.
قشون دولتي به خاطر نرسيدن آذوقه مجبور به خوردن گوشت اسب‌هاي خود شدند اما چون قواي دولتي مجهز به توپ‌خانه و هواپيماهاي جنگي بود، شورش‌گران طرهاني شكست خوردند. شكست علي‌محمد‌خان پايان حكم‌راني خانواده‌ي نظرعلي‌خان بر طرهان بود. با اين شكست بحراني‌ترين سال‌هاي زندگي براي فرزندان نظرعلي‌خان رقم خورد. علي‌محمد‌خان به پايتخت برده‌شد تا تحت‌نظر حكومت مركزي باشد.
محمد‌حسين‌خان كه هنوز بيش‌تر از ۹ سال نداشت، پدر مقتدرش را كه به خاطر كهولت ناتوان شده‌بود از دست داد. او هيچ‌گاه نتوانست در آن سال‌ها در قلمرو حكومت پدرش جولان دهد. او و برادران نوجوانش را به دارالتربيه به خرم‌آباد بردند تا به آن‌ها بياموزند عصر طلايي حكومت‌هاي محلي پايان يافته‌است. آنان بايد به جاي حكم‌راني بر رعايا، مديريت بر ادارات دولتي را بياموزند، كه اين‌چنين نيز شد.
محمدحسين‌خان غضنفري به مسؤوليت‌هاي دولتي تن داد. او بخشدار ازنا و اليگودرز شد. فرماندار ميانه گرديد. مدتي سرپرستي شهرداري تبريز را بر عهده گرفت. شهردار خرم‌آباد شد و نماينده‌ي مجلس شوراي ملي خرم‌آباد گرديد. محمدحسين‌ غضنفري يكي از نمايندگان آخرين دوره‌ي مجلس شوراي ملي بود كه هيچ‌گاه تا آخرين روزهاي انقلاب اسلامي از نمايندگي خود استعفا نداد.
محمدحسين‌ غضنفري از فرداي انقلاب تا روز مرگش همواره مورد بي‌مهري مسؤولين محلي زادگاهش بود. هيچ‌گاه به او فرصتي داده‌نشد تا از دانش و تجارب مديريتش براي توسعه‌ي زادگاهش بهره برده‌شود.

منبع : سایت سیمره

 

  نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 2:42 قبل از ظهر  توسط امین آزادبخت ( کاسیتی )  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM