تبليغاتX
وبلاگ کوهدشت - چهار ديواري انتصابي
 
 

چهار ديواري انتصابي

 حشمت‌اله آزادبخت: 

 من  مي‌خواهم در همين مطلب بگويم اين‌قدر به مردم گير ندهيد، اين‌قدر به چهار ديواري انتصابي بعضي‌ها سرك نكشيد. به آقايي هم كه چند روز پيش تماس گرفته و فرمايش كرده‌است كه چند ساال است ليسانس دارد و دارد براي آزمون شهرداري درس مي‌خواند اما مثل اين‌كه ليست تعدادي را پيشاپيش به استان ارسال كرده‌اند، بگويم: اي بابا به من و شما چه ربطي دارد؟ خوب است بدانيد اعضاي محترم … آن‌قدر رضايت مردم را بر رضايت خود ترجيح مي‌دهند كه شب از غم ديگران خوابشان نبرد و من خيلي جدي و دور از طنز اين نوشته مي‌گويم اين شايعه دروغ است و اگر اين شايعه به اندازه‌ي ذره‌المثقالي صحت داشته‌باشد بايد قبلاً شبيه به آن اتفاق مي‌افتاد يا دست‌كم يكي از اعضاي خانواده يا بستگان خودشان را مي‌آوردند و بدون آزمون استخدام مي‌كردند. شما تمام سوراخ سنبه‌ها و حتي پشت درخت‌هاي آن سازمان را تفتيش كنيد اگر يك دانه از فاميل‌هاي اعضاي محترم … را در آن‌جا رؤيت كرديد حق با شماست و من به آقايان مي‌گويم بيايند و از شما و مردم و تك‌تك تحصيل‌كرده‌هاي بي‌كار رسماً عذرخواهي بنمايند وگرنه شما حق نداريد به راحتي عينك دودي به چشم زده و همه‌چيز را سياه ببينيد و خيلي ساده با آبروي سفيد آدم‌ها بازي كنيد و خداي‌ كرده به قول يكي از آن اعضاي محترم ممكن است از كوره دربروند و دستور دهند بنده و امثال شما را عمري در آب خنك بجوشانند… به فرض كه شما و من و مردم يك عدد يا هر كدام چند رأي هم داده‌‌ايم و اين آقايان مدتي مسؤول شده‌اند، زياد كه نكرده‌ايم وظيفه‌‌ي فاميلي و نژادي‌مان بوده‌است. يك رأي داده‌ايم كه نمي‌شود هزار انتظار بي‌جا داشته باشيم. حالا به فرض چند نفر از بستگان و فاميل‌هايشان را هم بي‌يواشكي سر كار آورده‌اند و به فرض كه بعضي‌هايشان سواد آن‌چناني هم ندارند. كار اداري و نوشتن و برخورد با ارباب رجوع كه سواد نمي‌خواهد. شما هم اين‌قدر به اين مدرك‌هاي ليسانس‌تان پز ندهيد و بهتر است فكر آب باشيد كه نان خربزه است. اين را هم بگويم كه اين آقايان اولاً از هيچ انتقادي اخم نكرده‌اند و اگر شما راضي باشيد همين فردا پس فردا به حكم وجدان و ترس از آخرتشان همه‌ي كساني را كه استخدام كرده‌اند اخراج مي‌كنند و آزمون برگزار مي‌كنند. دوماً آن‌قدر كوچه‌ي آسفالت نشده و چهار راه‌هاي تنگِ به ميدان تبديل نشده روي دست برنامه‌هايشان مانده كه فرصت سر تكان دادن و گوش دادن به هزليات من و آقاي … را ندارند. سوماً واقعاً بايد به اين سكوت و خويشتن‌داري‌شان آفرين گفت كه هر چه تا به حال نوشته‌ايم به روي خودشان نياورده‌اند و جوابيه نداده‌اند تا لااقل دروغ من و امثال مرا ثابت كنند. چهارماً اين حق مسلم آن‌هاست كه از قانونِ ننوشته شده‌‌‌يِ سهميه‌يِ خانوادگيِ استخدامِ سالانه استفاده كنند. پنجماً زياد نه، پنجاه سال ديگر، هم من هم شما و هم اين آقايان با پوشه‌هايي سياه رنگ و بغل‌هايي چسبيده، به ديار باقي شتافته‌ايم پس بهتر است به هم بد نكنيم و دل هم‌ديگر را با سنگ‌هاي بيهودگي نشكنيم و ششم و آخر اين‌كه مگر تنها شهرداري اين كارها را انجام داده‌است؟ اگر بخواهم جاهاي ديگري را در اين‌جا ذكر كنم آن‌وقت است كه مغز اين ستون منفجر بشود. البته آن ديگر ادارات خيلي خوش‌شانس هستند كه عقربه‌ي قلم من و شما تنها روي شهرداري خوابيده‌است. مگر يادتان نيست اداره‌ي گاز شبانه كارمندانش را به‌خط كرد و جيك كسي هم درنيامد. مگر يادتان رفته كه مثلاً شبكه‌ي بهداشت و درمان در شب روشن نزديك به چهل نفر آدم را از ته خانه‌هايشان بيرون كشيد و علي‌رغم ميل باطني‌شان استخدام كرد تا محوطه‌ي اداره‌اش خالي نمانَد. اگر كمي چكش اين خودكار را بر سرتان بكوبيد متوجه چند جاي ديگر هم مي‌شويد كه از گير دادن ما به شهرداري سود مي‌برند و شايد اين شايعات دروغ را همان”آن‌ها”در كوچه‌هاي تنگ و تاريك ذهن من و شما پخش كرده‌اند تا حواسمان متوجه خودشان نشود. من باز دور از طنز اين نوشته مي‌گويم كه فرستادن ليست قبل از آزمون به هيچ‌وجه وجود خارجي ندارد اما اگر راست هم باشد، خوب، باشد. حقشان است. زحمت كشيده و رأي جمع كرده‌اند. حالا كه نمي‌شود فاميل‌هاي خودشان بي‌كار باشند يا با چشمان كاملاً باز آهن داغ در مشت يكي يكي‌شان بگذارند. فردا فاميل‌ها با سنگ طعنه به شيشه‌ي غيرتشان نمي‌كوبند كه چرا غريبه‌ها را استخدام نموده‌ايد؟ تازه مگر كساني كه توسط شهرداران قبلي استخدام شده‌اند از طريق آزمون آمده‌اند و مثل شما شب و روز كتاب خواندند و تخصص جمع كرده‌اند؟ اصلاً مگر بعضي از خود شهرداران گذشته و مضارع از طريق آزمون يا دست‌كم داشتن يك‌سري اطلاعات از كار شهرداري‌ها انتصاب شده‌اند؟ كسي نيست به خود بنده بگويد اطلاعات به چه درد مي‌خورد؟ خوب ديروز رئيسي مي‌آيد و امروز پس از مدتي از يك سري كارها اطلاعاتي كسب مي‌كند و تجربه‌اي در قوطي زندگي‌اش مي‌اندازد كه براي آينده‌اش سودمند است حالا اين نشد آن يكي كه مي‌تواند. من مدتي‌است زياد حرف مي‌زنم و زبانم بيش از حد سرخ شده‌است اما چند روز است به اين نتيجه رسيده‌ام كه ديگر كاري به كار كسي نداشته باشم و زبانم را در آب سكوت فرو ببرم و به جاي نوشتن اين نيش‌ها بروم و به هر قيمتي شده و با هر شعاري شده رأي جمع كنم. شما هم لطف كنيد به جاي اين همه شكوه و داد و بي‌داد الكي به تمام تحصيل‌كرده‌هاي بي‌كار بگوييد تلاش كنند تا من رأي بياورم. البته اين را از همين اول مي‌گويم كه بعداً هيچ انتظاري از بنده نداشته‌باشند چون اين‌جانب خودم هزار فاميل بي‌كار دارم.

  نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 12:24 بعد از ظهر  توسط امین آزادبخت ( کاسیتی )  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM