شاعر : آرش طولابی
مادر شیر داد پدرم جان
آنکه دندان داد نانمان را برد
برادرم ازپی برد خون داد
تنهای تن ها شدم
غول قصه های کودکیم آمد
تمام بچگی ام را برد
مادر شیر داد پدرم جان
آنکه دندان داد نانمان را برد
برادرم ازپی برد خون داد
تنهای تن ها شدم
غول قصه های کودکیم آمد
تمام بچگی ام را برد
داستان کوتاه ( گیاه هرز )
نویسنده : آرش طولابي
به تنها چيزي كه فكر ميكرد انتقام بود، تا بتونه توي اين تاريكي با هزار ترس و لرز خودش رو به داخل اين حياط ترسناك برسونه. لذت انتقام به راه رفتنش كمك ميكرد. نيمهشب بود، نزديك طويله رسيدهبود كه روي جيب كتش دست گذاشت تا مطمئن بشه كه سم رو فراموش نكرده، سطل آب رو دست به دست كرد. از اينكه دو تا از گوسفنداي خوبش رو توي اين باغ از دست دادهبود از اين باغ و حياط بزرگ نفرت پيدا كردهبود. نزديك يك هفته نشسته و تصميم آخر رو گرفته بود كه به جاي گوسفنداش گاو شيردهي همسايه رو با سم بكشه چونكه اونا رو مسبب مرگ گوسفنداي عزيزتر از جونش ميدونست. فقط اينجوري ميتونست دل پر از خونش رو خنك كنه. از ترس سگهاي همسايه خيلي آروم راه ميرفت. نزديك طويله رسيد صداي ضربان قلب خودش رو ميشنيد. خيلي آهسته لاي در و باز كرد. چشمش به نور فانوسي در ته طويله افتاد. زن همسايه گريه ميكرد تعجب كرد! شوهرش در حالي كه خودش هم نزديك بود كه به گريه بيفته دلداريش ميداد. آروم باش زن، خدا بزرگه، گريه نكن. فكر كنم توي اين باغ يك گياه هرز باشه، هفتهي قبل هم گوسفنداي همسايه توي باغ ما مردن. نفسش در نمياومد. سطل آب رو خالي كرد. از ديوار بالا رفت. توي رختخواب به اين فكر ميكرد، چهجوري سم رو به خورد گياه هرز بده.

۱-در زمینه توسع وعمران وآبادانی کوهدشت چه پیگیریهایی کرده وچه نتایجی به دست آورده است؟
۲-در زمینه توسعه نیروی انسانی و به کار گیری انسانهای شایسته چه عملکردی داشته است؟
۳-با علم و آگاهی به نارسایی های اداری ومالی در دوره نماینده قبلی چه اصلاحاتی صورت گرفته است؟
۴-در طول این دوره چند بار برای حل مشکل روستاییان به مناطق دور افتاده سفر کرده وچه نتایجی کسب نموده است؟
۵-تا چه اندازه توانسته در دوره نمایندگی و مسولیت خود را از قیود فامیل سالاری وباند بازی برهاند؟
۶-تاچه حدی توانسته در ایجاد همدلی بین نمایندگان استان برای حل مشکلات عمومی لرستان موفق باشد؟
۷-تا چه اندازه توانسته از وجود نخبگان کوهدشتی مقیم تهران و سایر شهرها و یا ساکن در کوهدشت بهره ببرد؟
۸-و...
ما منتظر جوابیه از طرف نماینده شهرمان در مجلس خواهیم ماند در صورتی که بعید به نظر می رسد ایشان جوابی برای این سئوالها داشته باشند .
مسن ترین مرد دنیا در لکستان زندگی می کند
شهرستان کوهدشت یکی از شهرستان های منطقه لکستان است که مردمان آن لک زبان هستند.
در یکی از روستاهای این شهر به نام روستای "اولاد قباد" و در دهستان "حاجی آباد" یا به زبان محلی (زبان لکی) ساکنانش "که نی سه رده" به معنای چشمه سرد، مردی زندگی می کند که به گواه شناسنامه هایش سنی بیشتر 128 سال را دارد.
"حاجی خان حسین خانی لک" مرد 128 ساله ی لک است که دارای دو شناسنامه است. مسن ترین فرد دنیا میگوید که بسیاری از پادشاهان ایران را دیده است و در آن زمان به عنوان یکی از نیروهای نظامی ایران خدمت کرده است.
"حاجی خان حسین خانی لک" می گوید که بنیانگذار دهستان حاجی آباد وی بوده و سال های پیش وی از آنسوی رودخانه سیمره در کرمانشاه به این سو آمده و این دهستان را در خاک لرستان بنا نهاده است.
زبان لکی حاجی خان بسیار با زبان امروزی متفاوت است و تمامی واژگان اصیل را میتوان از زبان مسن ترین فرد دنیا شنید.
حاجی خان هنوز هم قادر به راه رفتن است. حاجی خان در سخنانش از تنهاییش دم می زند چرا که تمامی دوستانش را شصت یا هفتاد سال پیش از دست داده است.
این فرد لک زبان به دلیل اینکه در دهستانی دورافتاده در شهرستانی کوچک همچون کوهدشت زندگی میکند تا کنون با هیچ نشریه یا روزنامه ای گفتگو نکرده است.
آدرس محل سکونت مسن ترین مرد دنیا: لکستان، کوهدشت، روستای اولاد قباد، دهستان حاجی آباد

عکاس : امین آزادبخت
غار میرملاس كوهدشت
میراث 12 هزار ساله بشر در مسیر نابودی
غار میرملاس که امروز جز سایبانی چیزی از آن باقی نمانده است با فاصله ای حدود 30 کیلومتر از شهر کوهدشت قرار دارد و نقاشی ها و نگاره هایی که بر دیواره های جنوبی و شمالی این غار باقی مانده است بیشتر صحنه هایی از رزم، شکار، انسان و حیوان را نشان می دهد.
کوهدشت سرزمین سنگ نگاره های رمز آلود
در بالای کوه سرسرخین همچنین کوه همیان نیز از دیگر کوههای شهرستان کوهدشت است که در خود بخش دیگری از هنرمندی مردمان این سرزمین را جای داده است به طوریکه شاید بتوان این شهرستان را تجلیگاه هنر ایرانی و سنگ نگاره های ناب نامید.
پروفسور گیرشمن پس از کشف غار میرملاس و همیان با مشاهده عکس ها و اسلایدهای آن، چنین اظهار نظر کرده است: “کشف نقاشی ها در یک غار لرستان مطلبی حایز اهمیت است، طی تمام تجسس هایی که درباره کاوش های مربوط به غارهای میهن شما انجام یافته است اعم از آنچه اینجانب در کوههای بختیاری به عمل آورده ام و یا آنچه در بیستون و البرز و کوههای خراسان معمول داشته است همچنین آنچه به وسیله دانشمندان آمریکایی در افغانستان صورت پذیرفته در هیچ جا نقاشی هایی بر روی بدنه سنگ کوهستان دیده نشده است و از اینجا اهمیت موضوع به خوبی روشن می گردد.”
این کوه ها رمز و رازهای فراوان در خود دارند و شاهد غم ها و شادی های مردمان چند ده هزار ساله این دیار هستند. در این سرزمین مردمانی زندگی می کرده اند که آثار سرپنجه های هنرمندانه آنها بر سنگ های سخت بعد از گذشت دوازده هزار سال هنوز جلوه گر و بیان کننده اندیشه های آنها درهزاران سال پیش است.
مک بورنی استاد دانشگاه کمبریج در آن زمان در بیان اهمیت این نقوش چنین آورده است: “نقوش دوره تاریخی که شامل گروههای اسب سوار و مناظر جنگ و جدال و شکار حیوانات با تیر و کمان است و قدمت آنها به 2000 تا 1500 سال پیش از میلاد می رسد و بدین سبب که هنر اسب سواری نخستین بار به وسیله ایرانیان و مقارن با تاریخ یاد شده در این منطقه معرفی شده است، نمی توان تاریخ نقوش پیش گفته را به دوره قدیمی تری مربوط دانست. اهمیت نقوش مذکور از این جهت است که آنها نخستین تجلیات ذوق هنری مردمان غارنشین منطقه کوهدشت لرستان به شمار می رود. بعد ها هنر همین مردم به تدریج تکامل یافت و به نسل های بعد منتقل شد تا اینکه در هزاره نخست پیش از میلاد تجلی این هنر قدیمی با چنان مهارت و تکامل ویژه ای بر روی اشیای برنزی لرستان ظاهر شده است که آنها از لحاظ تکنیک و صنعت به عنوان نشانه ای از هنر فلز کاری و به نام برنز لرستان معروفیت جهانی پیدا کرده است”.
تمامی نقوش صخره های کوهدشت بر روی بلندی های متراکم و در چند کیلومتری جنوب غربی کوهدشت در یک ردیف دایره شکل قرار گرفته است. در بین نقش های یاد شده تصاویری از انسان به چشم می خورد که با یکدیگر اختلاف دارد صورت هایی نیز از اسب که بر روی آنها سوارانی به شکل انسان نقش شده اند و همچنین صورت گوزن و سگ و موجوداتی شبیه به آن دیده می شود.
اندازه صورت ها در نگاره های سنگی میرملاس بین 10 تا 30 سانتیمتر و اغلب با نقش های حیوانات به صورت نیمرخ است.
رسم کردن حیوانات به صورت نیمرخ روشی است که در دوره های گوناگون نگارگری ایران حفظ شده و حتی این روش ترسیم حیوانات تا به حال نیز متداول مانده است که سابقه نگارگری در ایران را دست کم به دوره نئولتیک حجر جدید یعنی در حدود 4500 سال پیش از میلاد می رساند.

چیزی از سنگ نگاره های میرملاس باقی نمانده است
آنچه باید به آن اشاره کرد این است که شهرستان کوهدشت علاوه بر سنگ نگاره های غار میر ملاس مامن سنگ نگاره های با قدمت بیشتری چون همیان یک و دو است که هر کدام از این سنگ نگاره ها رمز و راز فراوانی از هنر ایرانی را در خود دارند.
رشته کوه همیان از شمال تا شمال غرب دشت سر سبز و حاصلخیز شهر کوهدشت لرستان کشیده شده است و این کوه در محاصره درختان درهم فشرده بلوط قرار دارد.
سفر در میان این طبیعت زیبا و پررمز و راز هر بیننده ای را به وجد می آورد ولی آنچه که قلب هر ایرانی و لرستانی را به درد می آورد آن است که هرکس هرآنچه بر دست داشته از زغال، اشیاء تیز، افشانه و رنگ های اسپری برروی این نگاره های بی بدیل چندین هزارساله کشیده و نوشته است و تنها چیزی که نمی شود دید فقط آن نگاره های بی نظیری است که قیمتی برای آنها متصور نمی توان شد.
سنگ نگاره های بی بدیل غار میرملاس را خطوط یادگاری درهم فشرده و در جاهایی رنگ های اسپری نابود کرده اند و دیگر نقش های اولیه قابل رویت نیستند. طبیعت هم بیکار ننشسته و نور مستقیم آفتاب و شوره های آهکی از دیواره های فوقانی هم آنچه آدمیان تخریب نکرده بودند را خراب و غیرقابل رویت کرده است.
آدمی از دیدن چنین صحنه هایی متاثر می شود زیرا نقوش اینجا همگون غارهای کرکس و لاسکو در فرانسه است، ولی به طور قطع مهجوریت این میراث فرهنگی و تاریخی به مانند سنگ نگاره های غارهای کرکس و لاسکو فرانسه نخواهد بود.
سنگ نگاره های غارهای “کرکس” و “لاسکو” فرانسه در محفظه شیشه ای
بد نیست نگاهی به قوانین و شعار یونسکو در زمینه سنگ نگاره ها بیاندازیم شاید با مقایسه عملکرد امروز در زمینه حفظ این میراث های بشری واقعیت های موجود را روشنتر درک کنیم.
یونسکو در زمینه سنگ نگاره ها اینگونه شعار می دهد: 1- هرگز آنها را لمس یا خیس نکنید . بسیار ضربه پذیرند، 2- هرگز روی آنها اثر نگذارید و چیزی اضافه نکنید، 3- روی آنها راه نروید، 4- همان طور که هستند بگذارید بمانند، 5- فقط از آنها عکس بگیرید.
حال با مشاهده وضعیت اسفبار سنگ نگاره های میرملاس با قدمتی بیش از 12 هزار سال این سوال مطرح می شود که چرا حفاظت از این میراث گرانبها به دست فراموشی سپرده شده تا امروز جز سایبانی از این غار بی همتا چیزی باقی نماند.
به رغم اینکه سنگ نگاره های غار میرملاس شهرستان کوهدشت در ردیف نقوش غارهای کرکس و لاسکو در فرانسه است اما امروز در حالی که آنجا برای محفوظ بودن حتی از رطوبت تنفس انسان های بازدیدکننده، مقابل آنها حصار شیشه ای کشیده اند سنگ نگاره های میرملاس با اسپری، نور خورشید، باد و باران و یادگاری های مردم نا آگاه از دست می روند.
نگاره های میرملاس از کم نظیرترین نقوشی است که در ایران با رنگ خلق شده اند و نیاز به مراقبت ویژه دارند. با نصب پلاستیکهای ضخیم یا تورهای ریز می توان از دسترسی افراد ناآگاه به این آثار جلوگیری کرد و آنها را نجات داد، هزینه زیادی هم ندارد، در غیر اینصورت تا چند سال آینده دیگرهیچ اثری از آن آثار بی نظیر یافت نخواهد شد.
اینها هویت و شناسنامه این ملتند و برای ماندگاری آنها بیشتر از این باید ارزش قائل شویم، آنها از بهترین سامانه های توسعه توریسم و اکوتوریسم هستند که می توانند غبار محرومیت را از منطقه بزدایند و عظمت این ملت را به نمایش بگذارند.
براساس نظریه کارشناسان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی که آن را نیز با رنگ بر دیواره غار نوشته اند، پیشینه این سنگ نگاره ها به هزاره دهم ق .م یعنی بیش از 12 هزار سال پیش می رسد.
نقوش حیواناتی چون گوزن، گاو، سگ، روباه و خصوصا اسب و سوار در حال تیراندازی و شکار و موضوعات رزمی با رنگ های قرمز و سیاه بر دیواره این غار نقش بسته است.