عیادت آقامحمدی نماینده ی مردم خرم آباد از امین آزادبخت

IMG_0290

 

عیادت آقامحمدی نماینده ی مردم خرم آباد از امین آزادبخت

به گزارش میرملاس ، آقامحمدی نماینده ی مردم خرم آباد در مجلس شورای اسلامی با حضور در منزل امین آزادبخت مدیر سایت میرملاس از وی عیادت و جویای سلامتی و پروسه ی مداوای وی و خانواده اش شد.

آقامحمدی در این عیادت نسبت به عدم برخورد سازمان نظام پزشکی با زیرمیزی دریافتی توسط برخی پزشکان انتقاد کرد.

وی افزود : بحث زیرمیزی ها در جامعه پزشکی هم اکنون در حال تبدیل به یکی از بزرگترین معضلات این قشر از جامعه است و این در حالی است که پزشکان باید از امین ترین و بی پیرایه ترین اقشار جامعه بوده و اسیر چنین آلودگی هایی نشوند.

ایشان در ادامه اظهار امیدواری کرد که با درایت مسئولان علوم پزشکی استان با این پدیده ی زشت و برخورد با پزشکان خاطی دیگر در استان شاهد چنین جریاناتی نباشیم.

وی در پایان برای آزادبخت و خانواده اش آرزوی سلامتی کرد و گفت : امیدوارم هرچه سریعتر ایشان با بهبودی کامل به عرصه ی خبر و اطلاع رسانی که تا کنون در آن موفق و تاثیرگذار بوده اند بازگردند.

IMG_0287

یک خبرنگار پشت درِ زیرمیزی!

bimar_206257 copy

یک خبرنگار پشت درِ زیرمیزی!

حشمت اله آزادبخت /سیمره : قصه از جایی شروع، نه، شلوغ شد که امین آزادبخت مدیر سایت میرملاس، نه آن صخره‌ی دل‌شکسته که روزگاری پر از تصویرهای روشن بود و امروز به میرپلاسی سرشکسته تبدیل شده است، به همراه خانواده‌اش به دهان بوآی آدم‌خوار جاده‌ی کوهدشت به خرم‌آباد وارد شد و درنیمه‌ی راه بر اثر سانحه‌ی رانندگی یک‌راست به تخت بیمارستان عشایر خرم‌آباد! منتقل شدند. خوشبختانه تیر مرگ از سرشان گذشت و با پاهای شکسته و قفسه‌های فرو رفته روی تخت‌های آه و ناله منتظر امداد ماندند. همراهان، عکس‌ها و آزمایش‌های بیمارستان را زیر بغل امید گرفته و شتاب پاهای پیاده را به مطب شخصی آقای دکتر رساندند. آن‌جا برای عملیات پیش از عمل، مبلغ ۶۰۰هزار تومان، زبانم لال! زیر میزی خواستند. اما همراهان غیور و تصمیم امین از غیرت ژورنالیستی سواستفاده کرده و دست به جیب باج نبردندو ترجیح دادند ناله‌ی سر به سقف مجروحان بلندتر شود اما برای یک بارهم شده کمر تسلیم زیر بار ستم خم نشود…
این بار اما با سر فرود افتاده‌ی التماس به مطب شریف آقای دکتر رفتند که این بار منشی سرِ بزرگواری برداشت و دهان بخشش باز کرد و یک‌صد هزار تومان به گل روی شما تخفیف داد و من تصمیم گرفتم دویست هزار تومان اجاره خانه‌ام را ماهانه برای دکتر مستمند پست کنم.
رئیس دانشگاه علوم پزشکی لرستان به دیدار امین آمد و ماجرا را در گوش توجه‌اش پچ پچ کردیم. دکتر به رئیس بیمارستان گفت: هیچ‌کس حق ندارد از تصادفی‌ها مبلغی دریافت کند. و این خلاف قانون بیمارستان است و ازرئیس بیمارستان خواست پی‌گیر قضیه شود. رئیس بیمارستان هم با صورت سرخ شده از سیلی ماجرا خواستار برخورد با دکتر فوق‌الذکر شد و از رئیس دانشگاه علوم پزشکی خواست پزشکی دیگری به بیمارستان معرفی شود و ضمن ابراز ناراحتی از قضیه، توضیح داد که این مسائل بیرون از محدوده‌ی بیمارستان اتفاق می‌افتد…
القصه جناب«دکترِ دیگر» به اتاق شماره‌ی شش آمد و وقتی از وی خواستیم آستین جراحی را هرچه زودتر بالا بزند، فرمود: با من هماهنگ نشده و امکان دارد فردا عازم تهران باشم. خلاصه سرِ حوصله‌اتان را درد نیاورم برخی نماینده‌های مجلس هم که صدای گوش‌خراش دهل ماجرا درگوش مسئولیت‌شان پیچیده بود از پشت موبایل‌های اعتراض پی‌گیرشدند و با رئیس علوم پزشکی لرستان تماس گرفتند…
و سرتان را به دردتر نیاورم این‌که از قرار معلوم فردایِ این نوشته عمل‌ها انجام خواهد شد. حالا قرار است یک خبرنگار سمج فردا به تیغ مهربان جراحی سپرده شود اما خانواده‌اش با پای خمیر شده و دنده‌های فرو رفته در کبد پشت درِ مسدود زیر میزی دراز کشیده‌اند و ناله‌هایشان دم به دم از برج‌های فلک‌الافلاک بالاتر رفته است.
با رئیس بیمارستان، که جا دارد به خاطر سرکشی گاه‌به‌گاهش از بیماران قدردانی کنم، مشغول صحبت بودم که مردی با قد بلند افتاده‌اش قدم‌هایش را به ما رساند و گفت: ببخشید آقای دکتر پول را به حساب شخصی دکتر واریز کنیم یا به بیمارستان بدهیم؟! دکتر در حالی که سر شرمش را همراه لبخندی تکان داد، گفت: فقط حساب بیمارستان.
حالا من مانده‌ام و شبی که باید همراه ضجه‌های بیماری باشم که روی تخت درد دراز کشیده است. این‌جا تن شکسته‌ی خواهرزاده مقابلم مچاله افتاده و در ساختمان بغلی خواهرم با دنده‌های شکسته‌ی سینه و طبقه‌ی بالای سرم دیگری که زانوی خمیرشده امان از قرارش بریده است.
کلاغ قصه‌ی ما در هوای زیرمیزی‌ها و …ها و …ها هرگز به خانه‌اش نمی‌رسد اما مسئولان نظام پزشکی ما که در هوای مسئولیت و مدیریت نفس زندگی می‌کشند و از قرارِ معلوم از این قانون خود ساخته زجر می‌کشند، باید خودکار قرمز برخورد برداشته و ضمن شناسایی دکترهای شریف خاطی، خط قرمزی روی صورت اجحافشان بکشند چرا که در هر صورت انگشت تیز انتقاد و اعتراض، آن‌ها را نشانه می‌گیرد که بر صندلی مدیریت بیمارستان‌ها و دانشکده‌های علوم‌پزشکی و مراکز درمانی نشسته‌اند.
جدای از این درددل جا دارد از قدم‌رنجه‌ی مدیرکل ارشاد لرستان، مدیرکل کتابخانه های استان ، رئیس دانشگاه علوم‌پزشکی و مدیر روابط عمومی‌اش، رئیس بیمارستان عشایر و اهالی قلم و سرکشی‌شان از مدیر مجروح سایت میرملاس نیوز سپاس‌گزاری کنم.

 

در بیمارستان

mirmelas00001

امین آزادبخت مدیر پایگاه تحلیلی خبری میرملاس نیوز، روز گذشته به اتفاق خانواده در محور مواصلاتی کوهدشت- خرم آباد دچار سانحه ی رانندگی شدند و هم اکنون به علت جراحات وارده در بخش ارتوپدی بیمارستان شهدای عشایر خرم آباد بستری می باشند. صبح امروز برخی از مسئولین استانی از جمله : ریاست دانشگاه علوم پزشکی لرستان و معاونین ایشان، ریاست بیمارستان شهدای عشایر خرم آباد، مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان، مسئول خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران شاخه ی لرستان ، مدیر کتابخانه های عمومی استان لرستان و نیز جمع کثیری از مسئولین نشریات استانی، خبرگزاری ها و خبرنگاران رسانه ها از ایشان عیادت نمودند.همچنین آقایان دکتر آقامحمدی و دکتر کائیدی نمایندگان مردم خرم آباد و پلدختر در مجلس شورای اسلامی تلفنی جویای حال وی شدند.

mirmelas00002

نکته اینکه میرملاس نیوز در کنار سایر رسانه های استان ضرورت تسریع در روند تکمیل چهارخطه ی کوهدشت -خرم آباد را در دفعات مکرر به مسئولین شهرستان و استان گوشزد نموده است. جاده ای که سالانه جان تعداد زیادی از مسافرین را گرفته یا به خطر می اندازد و به تعبیری به آتاری مرگ تبدیل شده است.

سفر کیش و نورچشمی ها !

 

سفر کیش و نورچشمی ها !

 

داستان از همان روز خبرنگار آغاز می شود که ناگهان بیش از دو صد نفر در سالن حاضر می شوند و جالب این است همه خود را خبرنگاران بحق عرصه خبر و اطلاع رسانی استان معرفی می کنند و این است که روز خبرنگار هر ساله در لرستان به عنوان روز رونمایی از زیرخاکی های خبری استان تلقی می شود.
افرادی که یکبار دیدارشان در یکی از جلسات خبری دریغ است و افسوس!
و روز خبرنگار در لرستان به هیاهویی تبدیل می شود که اصلا فلسفه این روز و رسیدگی به مشکلات خبرنگاران هر سال و هرسال در حاشیه قرار می گیرد و نکته اصلی به اضطراب بودن یا نبودن در مراسم روز خبرنگار ختم می شود.
خبرنگارانی که در طول سال در تمامی مراسم و جلسات هستند و بسیاری از آنان به واقع با سابقه چند ساله بدون هیچ چشمداشتی تلاش می کنند اما باید در روز خبرنگار به دلیل کثرت خبرنگار نماها در حاشیه باشند و در این مراسم یا حضور نداشته یا با دلخوری حاضر شوند.
اما داستان به اینجا ختم نمی شود و انگار که مافیای شکل گرفته دست از سر خبرنگاران ساعی استان بر نمی دارد و نمک پاشی به زخم کهنه این قشر بی بهره در طول سال همچنان ادامه دارد.
چندی پیش در اوج بی خبری خبر رسید که جمعی از رسانه ای ها و خبرنگاران ” خدوم و زحمتکش” را به مشهد مقدس برده اند که ما سکوت کردیم و گفتیم زیارتشان قبول !
و امروز نیز شستمان خبردار شد که جمعی از این ” خدوم ها و پیشکسوتان” خبر را به کیش و قشم و شاید دبی برده تا از خستگی حضور همیشگی در جلسات بکاهند و نفسی تازه کنند!!!
بگذریم ازاینکه برخی از این دوستان همیشگی با اهالی محترم خانواده به این سفرها عزیمت می کنند، سوال این است که انتخاب این افراد با چه ملاکی و توسط چه سیستمی صورت گرفته؟ آیا فراخوانی اعلام شد و یا اینکه انتخابات از طریق کانال های زیرزمینی و با نظارت مافیای همیشگی بوده است؟
چرا همواره یک قشر خاص در راس برنامه های فرهنگی جامعه ی خبری استان قرار دارند و افراد به واقع زحمتکش و با سابقه همیشه باید از این برنامه ها محروم و بی نصیب باشند؟!
رسالت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و خانه مطبوعات در این میان کجاست؟
چرا این انتخاب ها از کانال خود پیش نمی رود و به ظاهر اداره ارشاد و خانه مطبوعات نباید در جریان این انتخاب ها و سفرهای تفریحی نورچشمی ها باشند؟
نورچشمی ها یی که به جرات می توان گفت سابقه چند تن از آنها در مجموع به پای زحمت و تلاش یکی از پیشکسوتان همیشه محروم نمی رسد اما تعداد و آمار خیر و برکاتی که به لطف برخی افراد بر آنها نازل شده بیش از سن قانونی شان است!!؟

 

امین آزادبخت / میرملاس