سفر کیش و نورچشمی ها !

 

سفر کیش و نورچشمی ها !

 

داستان از همان روز خبرنگار آغاز می شود که ناگهان بیش از دو صد نفر در سالن حاضر می شوند و جالب این است همه خود را خبرنگاران بحق عرصه خبر و اطلاع رسانی استان معرفی می کنند و این است که روز خبرنگار هر ساله در لرستان به عنوان روز رونمایی از زیرخاکی های خبری استان تلقی می شود.
افرادی که یکبار دیدارشان در یکی از جلسات خبری دریغ است و افسوس!
و روز خبرنگار در لرستان به هیاهویی تبدیل می شود که اصلا فلسفه این روز و رسیدگی به مشکلات خبرنگاران هر سال و هرسال در حاشیه قرار می گیرد و نکته اصلی به اضطراب بودن یا نبودن در مراسم روز خبرنگار ختم می شود.
خبرنگارانی که در طول سال در تمامی مراسم و جلسات هستند و بسیاری از آنان به واقع با سابقه چند ساله بدون هیچ چشمداشتی تلاش می کنند اما باید در روز خبرنگار به دلیل کثرت خبرنگار نماها در حاشیه باشند و در این مراسم یا حضور نداشته یا با دلخوری حاضر شوند.
اما داستان به اینجا ختم نمی شود و انگار که مافیای شکل گرفته دست از سر خبرنگاران ساعی استان بر نمی دارد و نمک پاشی به زخم کهنه این قشر بی بهره در طول سال همچنان ادامه دارد.
چندی پیش در اوج بی خبری خبر رسید که جمعی از رسانه ای ها و خبرنگاران ” خدوم و زحمتکش” را به مشهد مقدس برده اند که ما سکوت کردیم و گفتیم زیارتشان قبول !
و امروز نیز شستمان خبردار شد که جمعی از این ” خدوم ها و پیشکسوتان” خبر را به کیش و قشم و شاید دبی برده تا از خستگی حضور همیشگی در جلسات بکاهند و نفسی تازه کنند!!!
بگذریم ازاینکه برخی از این دوستان همیشگی با اهالی محترم خانواده به این سفرها عزیمت می کنند، سوال این است که انتخاب این افراد با چه ملاکی و توسط چه سیستمی صورت گرفته؟ آیا فراخوانی اعلام شد و یا اینکه انتخابات از طریق کانال های زیرزمینی و با نظارت مافیای همیشگی بوده است؟
چرا همواره یک قشر خاص در راس برنامه های فرهنگی جامعه ی خبری استان قرار دارند و افراد به واقع زحمتکش و با سابقه همیشه باید از این برنامه ها محروم و بی نصیب باشند؟!
رسالت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و خانه مطبوعات در این میان کجاست؟
چرا این انتخاب ها از کانال خود پیش نمی رود و به ظاهر اداره ارشاد و خانه مطبوعات نباید در جریان این انتخاب ها و سفرهای تفریحی نورچشمی ها باشند؟
نورچشمی ها یی که به جرات می توان گفت سابقه چند تن از آنها در مجموع به پای زحمت و تلاش یکی از پیشکسوتان همیشه محروم نمی رسد اما تعداد و آمار خیر و برکاتی که به لطف برخی افراد بر آنها نازل شده بیش از سن قانونی شان است!!؟

 

امین آزادبخت / میرملاس

میرملاس نیوز

ساعت به ساعت با اخبار استان لرستان

میرملاس نیوز

پشت خط انتخابات

حشمت اله آزادبخت

 پشت خط انتخابات

-  به‌به! دوست عزیزمن! حالت چطوره؟ خانواده‌ی محترم خوبن انشاالله؟ امسال بازم میخوام زحمتت بدم.

هفت پشت حواسم را چنان به کوچه‌ی علی‌چپ زده بودم که انگار نه انگار در تمام عمرم او را دیده بودم.

ببخشید اشتباه نگرفته‌ای؟

ای بابا منم.

کدام منم؟ بدهکار که نیستم آقا؟

ای بابا ما بدهکار جنابعالی هستیم…ام نامزد بودم.

نامزد کی؟

انتخابات دیگه.

چنان مادرانه حرف می‌زد و پسته‌ی شیرین لبخند می‌شکست که آب وجد از دهان آدم جاری می شد. اما این همان آقایی بود که دوسال پیش نزدیک بود با سپر بی حواسی کمرم را دو نیم کند اما به جای عذرخواهی، بلندگوی سرش را از ماشین بیرون کشید و داد زد: هی! چته؟ چی خوردی؟…

حالا چه شده است که آن‌قدر ژستش را با تلمبه‌ی مهربانی باد کرده که بر پافوفه‌ی چین چین پیشانی اش، جای اخم رهگذری هم باقی نمانده است؟ خلاصه بعداز کلی خم و راست کردن نشانی‌ها و…گفتم: متاسفم آقا اشتباه گرفته‌ای. من نامزد برادرم را هم نمی‌شناسم و آرام به مسیرم ادامه دادم. برعکس پایین آمدنش که تیر مچاله‌ی بدنش را با شتاب از قلماسنگ صندلی، به سینه‌ی خیابان پرت کرده بود، با نفس بلند تعجب، به دهان نیمه باز ماشین بازگشت.

این‌طور مواقعی آدم، چنان در بی‌هوایی فکر غرق می‌شود که نمی داند چگونه اتوماتیک پاها را از میان این همه ماشین و آدم بی‌پیاده‌رو به چند خیابان آن طرف‌تر رسانیده است؟

تا حالا کجا بودی مرد حسابی؟ من و تو اگر تمام طناب‌های فامیلی شهر و روستا را به‌هم گره بزنیم باز به‌هم نمی‌رسیم. چه‌طور شد دو سال پیش نزدیک بود غریبه‌ی هیکلم را له کنی و زیر سانسور ساتور زبانت هی! شدم. اما امروزکه برای رسیدن به کرسی بی صدای مجلست، به قطره‌ی برگه‌ی من نیاز داری، ها! شده ام و با دسته‌گل رنگارنگ به به و سلام «باطمع» خوش رویی‌ات به سمت آشنایی‌ام خیز برمی‌داری؟ بازآمده‌ای تا طناب مهربانی دست‌هایت را به گردن این همه جوان در به در که در باتلاق فقر و بی‌کاری و اعتیاد فرو رفته‌اند، دراز کنی و بعد پا بر شانه‌های لاغرشان بگذاری و بر کرسی سکوت صدارتت خوش بنشینی و ماه روشن شب‌های شهنازی شیرین زندگی‌ات شوی و ما چون پلنگ‌های زخمی تیر محرومیت خورده، از زیر خروارها سنگ و سیمان وآهن،چنگ تقلا به هوای بیهودگی بزنیم؟ 

شکار کرسی چاق نمایندگی چه‌قدر می‌ارزد که هر کس پست طلایی خود را رها کرده وبعد از چند سال خوش‌نشینی و بی‌دردی و دوری از دردهای این مردم، دندان طمع‌اش را به سمت میدان بهارستان تهران تیز کرده است؟ ما که چند سال است جمال مبارکت را در خواب هم ندیده‌ایم، چگونه است حالا که به خط شروع مسابقه‌ی دو انتخابات نزدیک شده‌ای،حال مرده‌های هزارساله‌ام را نیز جویا می‌شوی و طبیبانه انگشت درست تشخیص، برزخم‌های کهنه‌ام می‌گذاری؟ آیا تا امروز که با پرانتز آغوشت به سمت بلعیدن شرافتم خیزبرداشته‌ای، دردها و زخم‌هایم را نمی‌دانستی؟ آیا بعد از ربودن برگه‌ی پیروزی، واژه‌های زخمی هوارم را در گوش توجه ات پژواک می‌کنی و نماینده‌ی گلوی خفه‌ی محرومیتم می‌شوی یا نه، بر تخته‌ سیاه حافظه‌ات دستمال فراموشی کشیده و انگشت دل‌خوشی بر کمبود‌های زندگی‌ات می‌گذاری؟ تو که امروز لیست تمام فاتحه‌خوانی‌های جدید و قدیم را در جیب داری، آیا پس از صعود از ستیغ برفی انتخابات، نگاه گرمی به سمت زنده‌های چشم به راه پشت سرت سرازیر خواهی کرد؟ آیا حالا که هنوز چند ماه تا شروع تبلیغ فاصله هست و تو بر نقشه‌ی کامل زبانت کارخانه‌ها و پروژه‌های سر به ابر را به همه نشان می‌دهی، آیا بعد از عید ۹۱ نقشه‌ی دراز زبانت را برای همیشه تا خواهی کرد و نوک آن را به چشم به‌راهی مردم تکان خواهی داد یا نه، شهر شلوغ اعتیاد و بی‌کاری و خودسوزی و…امان از خواب راحتت خواهد برید؟

سلاااااااااام! آقا ما مخلصیم! تکان محکمی می‌خورم و زنجیر محکم فکر را پاره می‌کنم که متوجه فیلم‌بردار،ببخشید، آقای…می‌شوم که تا کمر از شیشه‌ی تنگ ماشین بیرون آمده است و فرد ناشناس دیگری که دولول انگشت پیروزی‌اش را از صندلی عقب ماشین به سمت من تکان می‌دهد…

علی کورانی فر اعلام حضور قطعی خود را در انتخابات اعلام نمود.

علی کورانی فر

 کاندیداتوری خود را با یک همایش غیر رسمی استارت زد.

گزارش تصویری ویژه ی میرملاس نیوز از این همایش را در ادامه مطلب ببینید.



تبلیغات بعضی کاندیداهای کوهدشت در مراسم نماز عید فطر !!!

عکس : امین آزادبخت

آسیب شناسی 8 دوره انتخابات مجلس در كوهدشت

cz65qdvs0dbzwoek20g.jpg اندکی صادقانه، نه ببخشید دردمندانه!

 دریچه ای رو به  سکوت در آنسوی رای من و تو!

انتخابات در راه است!

کاندیداهای محترم، فاتحه خوانی ممنوع!!

آسیب شناسی هشت دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در شهرستان کوهدشت از منظر رای دهندگان

 

کورش محمدی کارشناس ارشد روانشناسی

 و رئیس انجمن آسیب شناسی اجتماعی ایرانیان

روی سخن این مقوله با همه ی دردمندانی است که اصطلاح شهروندی را به واسطه ی زیستن در محدوده ای جغرافیایی به نام کوهدشت با خود به یدک می کشند،یعنی با تو برادر یا خواهر عزیز کوهدشتی ام! از تندی مطلع کلامم دلگیر نشو، من هم مثل تو به این می اندیشم که کوهدشت هرچه باشد ولیکن مستحق این گونه خطاب نیست اما واقعیت تلخ دیروز و امروز شهر من و تو، به مثابه ی سنگ نبشته ایست که در گذار تاریخی زمان رنگ باخته است و دستان مرمت گر اساتید کهنه کارش را فرا می خواند. پس بهتر است که من و تو هم با هم رو راست باشیم و صادقانه اندکی با خویش درد دل کنیم.

بیش از سه دهه از عمر انقلاب می گذرد و همه ی ما شاهد رشد و بالندگی کشور در اغلب عرصه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی و عمرانی بوده ایم، افزایش توانمندی کشور در بخش های تولید و صنعت و افزایش درآمد های سرشار نفتی و غیر نفتی بر کسی پوشیده نیست. اما می خواهم صادقانه و بی غرض از تو شهروند کوهدشتی سوال کنم که ....

ادامه نوشته

انتخابات کوهدشت و برآمدن طبقه جدید

  

انتخابات کوهدشت و برآمدن طبقه جدید

   محمد نبی ابراهیمی کارشناس ارشد فلسفه

همان گونه که می دانیم  بیشتر اجتماعات[1] خاورمیانه از مدرنیته و دستاوردهای آن چون دموکراسی، تفکیک قوا،انتخابات، و...به درک درستی نرسیده و بدون تامل در مبانی و بنیاد های آن فقط به مظاهر زندگی ظاهری تمدن غرب، دل خوش کرده اند.این اجتماعات، ساختار های سنتی گذشته خویش را به مدد فروش وسیع منابع زیر زمینی و رو زمینی چون نفت و ..... ، استفاده از ارتش های مدرن و بوروکراسی های خوان سالار، بازتولید کرده اند.البته وقوع انقلابات اخیر در منطقه خاورمیانه نسیم نوید بخشی از تغییرات را به ارمغان آورده است وباید منتظر بود که روند تغییرات به کجا خواهد انجامید. حکایت قوم لر و مناطق لرنشین از برخورد با مدرنیته و دست آوردهای آن  بسیار دردآورتر و رنج آورتر است.آنچه دراین مقاله بدان پرداخته می شود بررسی حوادث سیاسی کوهدشت  از اواخر دوره قاجاریه تا کنون، و استخراج قاعده ای برای تحلیل رفتار شناسی انتخاباتی    ...

ادامه نوشته

(  چوکل  )

(  چوکل  )

کوهدشت یکی از پنج شهر ویژه سیاسی کشور است و بدبختانه شاید یکی از پنج شهر فقیر کشور هم باشد. در حالی که تا امروز در کلیه شهرهای کشور چندان خبری از انتخابات مجلس نهم وجود ندارد، باند بازی و حساسیت انتخابات در این شهر چنان است که می رود تا صددر صد مردم را در گیر نماید. این مسئله نه تنها هیچ سودی برای مردم نداشته است، بلکه خسارات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فراوان برای این  شهر بر جای گذاشته است.  

بافت شهری هر شهر با وضعیت اقتصادی مردم آن تناسب دارد. شهری که سطح درآمد مردمش بالاست، بافتی زیبا و  دارای جاذبه های شهریست و شهری که سطح درآمد مردمش پایین است، جاذبه چندانی ندارد و این یک امر طبیعی است، زیرا شهرداری ها متناسب با جیب و درآمد مردم ، درآمد خواهند داشت و هزینه خواهند کرد و کوهدشت نیز از این قاعده مستثنی نیست. بسیاری از دانشجویان غیر بومی شهر کوهدشت نسبت به بافت شهری آن بشدت انتقاد دارند در صورتی که  به فرهنگ و عاطفه کوهدشتی علاقه مندند.

  چوکل

با نگاهی به چهره مردم ، شهر  و  شاخص های توسعه در می یابیم که این شهر یکی از شهرهای مصیبت زده است. نرخ بیکاری و بخصوص بیکاری تحصیلکرده ها، پایین بودن درآمد مردم ،عده ای را ناخودآگاه به سمتی برده است که در دام  باندبازی قرار گیرند. 

متاسفانه تعصبات باندی برای عده ای عشق و نفرت ایجاد کرده است. عشق به هم باند و نفرت از غیر هم باند. همین مسئله جز بدبختی چیزی عاید کوهدشت نکرده است.

چوکل یا چوب خشک بی ارزش اصطلاحی است که افراد باند باز در فعالیت های سیاسی و انتخاباتی  در کوهدشت بکار می گیرند. و اظهار می دارند که ما کارشناس و خبره نمی خواهم که به مجلس بفرستیم ، بلکه یک چوکل از باند خودمان را بر یک کارشناس و یک خبره در امور اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی ترجیح می دهیم.

همین دیدگاه باعث شده است تا شهر ما از دو جهت وضعیت خوبی نداشته باشد، یکی شاخص های توسعه یافتگی چون اشتغال و درآمد سرانه و ... بسیار ضعیف و  دوم  فرار مغزها و سرمایه ها که بعلت تحمل ناپذیری شرایط اقتصادی، اجتماعی صورت می گیرد.

 

چوکل 

دکتر کرم الله طولابی فوق تخصص لاپاراسکوپی 

                 پنجه طلایی ایران

      یکی از چهره های علمی کوهدشت 

 با اینکه وضعیت اقتصادی کوهدشت ضعیف است، پرونده علمی آن غنی و تحصیلکرده های ما بسیارند. بطوری که ما می توانیم یک دانشگاه بزرگ علوم پزشکی و یک دانشگاه بزرگ علوم انسانی و یک دانشگاه بزرگ فنی مهندسی در این شهر داشته باشیم و همین اساتید کوهدشتی که در دانشگاه های تهران، اهواز، مشهد، اصفهان، شیراز ،خرم آباد، ایلام و کرمانشاه تدریس می کنند اداره و تدریس آنها را بر عهده گیرند.

خوشبختانه امروزه به لطف خداوند و وجود تحصیلکرده ها و روشنفکران فراوان در این شهر، سطح آگاهی های اجتماعی افزایش یافته و بسیاری از مردم ریشه مشکلات خود را دریافته اند و دیگر حاضر نیستند یک چوکل به بعنوان نماینده خود به مجلس بفرستند.

فرستادن چوکل به مجلس چیز خوبی نیست و مردم  دیگر چنین کاری را انجام نمی دهند.

منبع نوشته : وبلاگ شخصی حاج میرزا میرزاپور

نامه انتقادی مهندس شاهرخ درخشان به اقای شاهرخی

 
نامه انتقادی مهندس شاهرخ درخشان به اقای قبادی
 
( واکنش اصلاح طلبان به سخنان اخیر دفتر قبادی)


سرویس سیاسی: در پی مصاحبه های  آقای مهندس اسماعیل دوستی در مورد مسائل شهرستان دفتر حجت الاسلام قبادی بلافاصله به آن پاسخ داد  که در میان نیروهای اصلاح طلب و اصولگرا بازتاب های فراونی در پی داشت.

در همین راستا مهندس شاهرخ درخشان کارشناس ارشد عمران که خود در این زمینه از تجارب بسیاری برخوردار است طی نامه ای سرگشاده به آقای شاهرخی موضع خود را بیان نموده  و وی را به چالش کشانده و هم چنین وعده داده که در صورت حضور آقای دوستی با برگزاری مناظرات و نشست هایی  به بررسی عملکرد ها بپردازد.

متن این نامه به شرح زیر میباشد:

جناب آقای شاهرخی قبادی نماینده محترم مردم کوهدشت در مجلس شورای اسلامی

با سلام

جوابیه و نقبی بر مصاحبه آقای مهندس دوستی که در روزنامه ی سراسری کارون مورخ 18 خرداد صفحه 11 به نام دفتر تان درج گردیده رویت و مطالعه شد که بیشتر بیلان عملکرد دولت در ادوار نهم و دهم  ومدیران اجرایی شهرستان بود نه بیان فعالیت های حضرت عالی.اما در حاشیه  این فعالیت های دولت ،جنابعالی نیز به تبعیت از برخی همفکران  و  و هم قطاران خود عملکرد گذشتگان را نفی و با ظلمی مضاعف آن را نادیده گرفتید. و یا بسیار ناچیز پنداشته اید هرچند چاپ جوابیه شما در روزنامه سراسری به جای روزنامه محلی  که مصاحبه ایشان برد منطقه ای داشته است خود  جای تامل داشته  و خلاف اخلاق سیاسی و مطبوعاتی است.لازم می دانم در راستای شفاف سازی افکار عمومی بویژه  مردم شریف کوهدشت که همواره به آنان عشق می ورزیم مطالبی به اطلاع شما وهمشهریان عزیز برسانیم.

1-در مصاحبه آقای دوستی محور بحث جذب اعتبارات کلان و ملی است که ربطی به مدیران محلی  نداشته و ندارد که آن پروژه ها براساس بودجه سالیانه مطرح می شود.صرف موضوع به عملکرد جنابعالی بر می گردد.اموری که  می بایست با جدیت و پیگیری جنابعالی به سرانجام برسد  مانند پروژه سد مخزنی  و نیروگاهی معشوره  با اعتبار یک هزار میلیارد  که خیلی ها علاوه بر شما  مدعی انحصار آن هستند .این سد که قبلا مژدگانی  ان را در دو شهر کوهدشت ودلفان  سالیان قبل از شما به واسطه به واسطه نصب پلاکارد های عیدانه در میادین شهر وعده داده شده بود که البته مردم این منطقه از پیگیری های استاندار محترم جناب آقای دهمرده   ومذاکرات مکرر ایشان در وزارت نیرو  و قرارگاه خاتم الانبیا در جریان بوده و از ایشان تشکر می کنیم که اگر نبود پیگیری های ایشان  شاید اعتباری بر این موضوع تخصیص داده نمیشد.

جناب آقای قبادی،باز هم تاکید می کنیم  جنابعالی می توانستید بیشتر از ظرفیت های بوجود آمده  که ناشی از درآمد های هنگفت فروش نفت و ذخیره ارزی سنوات گذشته که ده ها برابر  اعتبارات دوایر اصلاحات و سازندگی بود بهره بگیرید. که امیدواریم در فرصت باقی مانده به جای حضور در محافل تبلیغاتی پیگیر جذب  اعتبارات کلان ملی و از جمله گسیل وزرای فعال دولت جهت شناساندن ظرفیت ها و پتانسیل های منطقه نمایید.

2- آقای دوستی در مصاحبه ی خود نه قصد شانتاژ تبلیغاتی داشته و نه تضعیف جنابعالی ،اما معتقدیم در سنگر نمایندگی کوهدشت  به یک نیروی جوانتر دارای سابقه اجرایی و تخصصی تر فعال (شایسته سالاری)و مردمی تر و از همه مهم تر  حوصله دار  و مرتبط با مردم شریف آن دیار نیازمند است.و        ان شاءالله اگر شرایط  انتخابات با بستری لازم نه بدین گونه که هیئت های اجرایی و نظارتی هم سوی  با کاندیدایی خاص باشند مهیا گردد قطعا خیل عظیمی از چهره های جوان ،اجرایی ،متدین و انقلابی  و مفید به خال منطقه از جمله ایشان کاندیداخواهند شد  و آنچه را که مردم به قضاوت و گزینش پرداختند محترم و پذیرفتنی بود تا مرد کازر و عمل در شرایط فعل اثبات شود.

نماینده محترم ،در خصوص انکار عملکرد آقای دوستی و دوستان قبل وبعد از وی  گویا شما نیز به تبعیت برخی از دوستان و همفکرانتان عادت به تکفیر  گذشتگان داشته و دارید و بنا را بر آن گذاشته اید. که داشته های دیگران را به نام خود به یدک بکشید.که این مهم  به ضرر  نظام و انقلاب خواهد بود.و عالم محضر خداست و کرسی مجلس نیز ناپایدار .مشابهت های بسیاری این گونه وجود دارد  که مجال ذکر آنان نیست.

جناب آقای شاهرخی وقتی سیاست و کار سیاسی از اخلاق جدا شود بازی سیاسی است و شما نمی بایست در محضر خدا دیگران را این گونه مورد تهمت قرار دهید .  که امید واریم در این دیار و در دنیای باقی پاسخ گوی عملکرد خود باشید.ایشان گفته بودند که در حال بررسی حضور و یا عدم حضور هستند  و من هم تایید می کنم یک دونده سیاسی  با وجود همه ی بی مهری ها ،بد اخلاقی های سیاسی  و سنگلاخ های پیش رو  خسته نمی شود  اما تا زمانی که برگزاری انتخابات این گونه باشد  و رقیب کشی مسبوق به سابق و بعضا  حتی هم اندیشان  خود را به مسلخ می سپارند  حضور اصلاح طلبی چون مهندس حاج اسماعیل دوستی چه معنا و مفهومی خواهد داشت که دوستانتان این گونه با واهمه عملکرد مدیران اجرایی منطقه را به انبان شما گذاشته  و بیان نمایند اگر چه به موارد و پروژه هایی  اشاره داشته اید که هم عنوان ، آمار  و اعتبارات تخصصی  برخلاف  اظهارات مسئولین کشوری ،استانی  و هم قطاران فعلی شما در مجلس فعلی است.

جناب آقای قبادی  اگر چه ایشان در طول دوران فترت از مسئولیت های قبلی که قطعا بدان افتخار می کنند و موجب مباهات منطقه نیز هست همواره در صف خدمت به نظام ،امام  ،رهبری و ملت بوده و هستند  شاید بیشتر از شما  که نماینده مردمید با آنان در ارتباط یوده  ومشکلاتشان را لمس کرده  و در راستای حل هر آنچه توان داشته  و دارند  دریغ نخواهند کرد. و اگر ان شاءالله  شرایط حضور در منطقه بعنوان کاندیدا برای آقای دوستی  محقق شد در مناظره ها  و نشست های انتخاباتی مشترک عملکرد های خود را به منصه قضاوت مردم گذاشته  و  به انتظار  انتخاب آنان خواهین ایستاد  که تمکین به رای ملت  واجب و میزان است

والی الله ترجع الامور

مهندس شاهرخ درخشان،کارشناس ارشد عمران. 

پول /نوشته ای از هژبرمیرتیموری

 

نوشته ای از هژبرمیرتیموری

 پول

پول آباد می کند، پول خراب می کند. پول شفا می بخشد، پول بیمارمی کند. پول علاقه میآفریند، پول تنفرمی آفریند. پول تشنه می کند، پول رفع تشنگی می کند. پول دوستی میآورد، پول دشمن می کند. پول جنگ می آورد، پول باعث صلح می شود. پول خوشبخت میکند، پول خوشبختی را نابود می کند. پول خلاقیت می انگیزد، پول خلاقیت را کور میکند. پول عشق میآفریند...، پول عشق را می گیرد. پول فاصله می اندازد، پول بهم میرساند. پول راهگشاست، پول راه را می بندد. پول درها را بازمی کند، پول درها را می بندد. پول میشوید، پول کثیف می کند. پول غصه می آفریند، پول شادی می آورد. پول خنده می آورد، پول می گریاند. پول قدرت می دهد، پول قدرت را می گیرد. پول زنده می کند، پول می کشد. پول احساس می آفریند، پول احساس را کور می کند. پول سرد می کند، پول گرم می کند.پول روشن می کند، پول تاریک می کند. پول جوان می کند، پول جوانی را می گیرد.

پول بینایی می دهد، پول کورمی کند. پول می پوشاند، پول آشکار می کند. پول حرکت می آورد، پول توقف می آورد. پول رهنما می شود، پول مانع می شود. پول می سازد، پول می شکند. پول می دوزد، پول پاره می کند. پول عزت میآورد، پول خارمی کند. پول شهرت میآورد، پول بدنام می کند. پول غیرت میدهد، پول بی غیرت می کند. پول زیبا میکند، پول زشت می کند. پول بلند می کند، پول برزمین میزند. پول رحم می آورد، پول بی رحم می کند. پول بدست می آید، پول از دست می رود. پول میگیرد، پول می دهد. پول نیازمی آورد. پول بی نیاز می کند. پول گرسنه می کند، پول سیرمی کند. پول می نویسد، پول پاک می کند. پول شنوا می کند، پول کرمی کند. پول هوش می آورد، پول بی هوش میکند. پول درد می آورد، پول تسکین میدهد. پول می آید، پول می رود. پول سکوت میآورد، پول غوغا می کند. پول می کارد، پول درو می کند. پول می رویاند، پول می خشکاند. پول لذت می آورد، پول لذت را می گیرد. پول غرور می آفریند، پول غرور را نابود می کند. پول عادت می آورد، پول ترک عادت می کند. پول خیال می آورد، پول بی خیال می کند. پول اسیرمی کند، پول آزاد. پول زندگی می بخشد، پول می میراند. پول پیروزی می کند، پول باعث شکست میدهد. پول نو می کند، پول کهنه می کند. پول می آورد، پول می برد. پول گْم می کند، پول پیدا می کند. پول می خواباند، پول بیدار می کند.

پول غمگین می کند، پول شادی می آورد. پول اعتماد به نفس می بخشد، پول اعتماد به نفس را می گیرد. پول هدف است، پول وسیله است. پول علت است، پول معلول است. پول امید می بخشد پول ناامید می کند. پول هویت می بخشد، پول بی هویت می کند. پول می اندازد، پول بلند می کند. پول می آورد، پول می برد. پول آغاز می کند، پول پایان میدهد. پ.ا اختلاف می اندازد، پول حل اختلاف می کند. پول آسان می کند، پول مشکل می کند. پول سود می آورد، پول بی بهره می کند. پول زیاد می شود، پول کم می شود. پول بزرگ می کند، پول کوچک می کند. پول درازمی کند، پول کوتاه می کند. پول ترمی کند، پول خشک می کند. پول ترس می آورد، پول شهامت می بخشد. پول شرم می آورد، پول گستاخ می کند. پول جمع می کند، پول متفرق می کند. پول ستیزمی آورد، پول وحدت می آورد. پول دوری می کند، پول نزدیک می کند. پول سُستی می آورد، پول جدیت می بخشد. پول فکر می آورد، پول فکر را می گیرد. پول پُرمی کند، پول خالی می کند. پول می پوشاند، پول عریان می کند. پول می آید، پول می رود. پول اول است، پول آخر است. پول همه چیز است، پول هیچ چیز نیست.


پول انسان را می سازد، انسان پول را می سازد. پول به هر جا که برود انسان را عوض می کند. پول......


مصوبات سفر سوم هیئات دولت برای کوهدشت

در بخش انرژي، صنعت و كشاورزي :

اجراي سدِ مَعشوره و احداثِ سامانه انتقالِ آب به دشت‌هاي كوهدشت.

احداث كارخانه خودروسازيِ كوهدشت.

در بخش زيربنايي و مسكن :

مطالعه، طراحي و ساخت بيمارستان 160 تخت خوابي كوهدشت.

مطالعه و اجراي محورِ راه‌هاي نور‌آباد- كوهدشت و كمربندي كوهدشت.

*****

ما نیز امیدواریم این مصوبات دولت در کوهدشت هرچه سریعتر اجرایی شود تا شاید گوشه ای از مشکلات این دیار بر طرف گردد.

نظر سنجی

سه سوال از مردم در رابطه با نماینده ی کوهدشت

 

 

سه سوال از مردم در رابطه با نماینده ی کوهدشت

با طرح سه سوال در شهر چرخی زدیم و دیدگاه مردم را در باره ی نماینده ی کوهدشت در مجلس شورای اسلامی جویا شدیم.آن چه در پی می آید نظر برخی از شهروندان است که بدون کوچک ترین دخل و تصرفی درج گردیده است.خوانندگان عزیز می توانند نظر خود را از طریق نظرات برای ما بفرستند تا در همین وبگاه درج گردد:

۱-   نماینده ی کوهدشت در مجلس شورای اسلامی کیست؟

۲-   چه قدر موفق بوده است؟

۳-   چرا؟

- راننده ی روستا : آقای شاهرخیه.من در روستا زندگی می کنم توی شهر نیستم بدونم چکار کرده.توی روستا ی ما هم کاری ندیدیم.

- رهگذر : آقای قبادی.کار نکرده . قرار بود دانشگاه بیاره ،کار عمرانی بکنه.حالا یه سری کارها در سطح شهر شده.مثلن شهرداری داره کار می کنه مطمئنن نماینده بی تاثیر نیست.

- کتاب فروش : در حد عموم میشناسم.خودم بهش رای دادم .هیچ کاری نکرده.۴۰۰خانواده فامیل بنده توی کرج زندگی می کنن بیشترشون هم مواد فروشی می کنن.اینجا چیزی نیست که جوونا رو مشغول به کار کنه. نه کارخانه ای نه پروژه ای.مجبورن برن تهران یا کارگری یا مواد فروشی.

- تزریقاتی : قبادی. نه کار نکرده  .فقط برا  واسه گروهی خاص کار می کنه.واسه من که کاری نکرد.

- ساعت ساز : شیخ علی شاهرخی قبادی.من مشاهده نکرده ام.کار جمعی نکرده.نه کارخانه ای…سد معشوره ای می گن هست که فقط در خبر شنیده ام.

- خواننده : آقای قبادی.کم و بیش کار کرده.چیزی که ظاهرن نشون می ده زیر سی درصد کار کرده.فعلن سد معشوره سر زبانه که قراره به پیمانکار واگذار بشه.

- کفش فروش : قبادی.کار کرده اما فقط واسه یه عده.عده ای رو سر کار برده.به عده ای کار داد ه.

- کبابی :  قبادی.فعلن هیچ.قومی کار می کنه.الان تموم ادارات و ارگان ها از فامیلای ایشون هستن.

- دفتر خدمات پستی : نمی گم.من به این کاره کاری ندارم.

- لوازم بهداشتی : حاج آقا قبادی.هیچ.آنقدر دنبالش دویدم که خودمو کشتم اما خیری ازش ندیدم.

- کبابی : شیخعلی قبادیه . میگن دم و دستگاه خودش بیشتر ازش ناراحتن.می گن چرا خودمونو سر کار نمی بره دیگران رو می بره که بهش رای ندادن.

- گدا : نه نمی شناسم.

- گدای نابینا : فامیلمه . هیچی ازش ندیدم.دو زن داشتم هردو مردند نیومد بگه حالت چطوره.

- شاعر : قبادی . از رفتار کارمندان،فامیل بازی ها،زیر ساخت های شهری،فرهنگ آموزشی این شهر راضی نیستم.آقای قبادی قرار بود اتاق فکر درست کنه اون هم از تحصیل کرده ها و افراد با سواد.چی شد؟بنده حق رو زیر پا نمی ذارم ونمی گم که اصلن کار نکرده.اما هیچ اتفاقی در شهر دیده نمی شه.

- سیگار فروش : قبادیه.سد معشوره رو شنیدم.اون هم در حد یه اسم.هیچی برامون نکرده.

- پلیس راهنمایی و رانندگی: قبادیه . چیزی نشنیدم.فقط سد معشوره رو شنیدم .

- راننده ی تاکسی : قبادی.واسه راننده ها کاری نکرده.به حال تاکسی ران ها برسه.بنزینمون کم شده کرایه همون صد تومنه.

- کارمند بانک : آقای شاهرخی قبادی.عرضم به حضورت از زمانی که بنده خودم رو شناخته ام هیچ نماینده ای نتونسته واسه کوهدشت کاری انجام بده.هر کدوم به نحوی کار کوچیکی انجام دادن.یکی خیابونی رو آباد کرده یکی  چند نفر رو برده سرکار یکی به محله ای رسیده.ولی اصل قضیه اینه که کوهدشت از ریشه خرابه وباید کار ریشه ای بکنن.کوهدشت بیشترین آمار بیکاری رو داره .کاری بکنن ریشه ی بیکاری خشکونده بشه.من رییس بانک بشم یانه چه دردی رو می تونه دوا بکنه؟ده کارگاه خصوصی بیارن توی این شهر چند جوون رو مشغول بکنن…

- لیسانس بیکار : آقای شاهرخی قبادی.بنده کمی اطلاع دارم یه کارایی کرده.در جریان پی گیری سد معشوره هستم وفکر کنم امسال می خوان شروع کنن.اما آقای قبادی از مسئولان شهر فکرنکنم اطلاع داشته باشه.فرماندار فامیل های درجه یک خودشه برده توی فرمانداری مشغول کرده .بنده هشت نه ساله لیسانس گرفتم ولی بیکارم.خوب این چیزا به پای نماینده تموم میشه.

- شیشه بر : شیخ علی شاهرخی.تلاش می کنه اما کوهدشت از بس عقب افتاده ست،کار شاخصی دیده نمی شه.یه تولیدی،یه کارخانه ای چیزی که بی کاری رو رفع کنه.

- جوان بی کار : آقای شاهرخی قبادی . تا حالا ندیدمش.

ندای زاگرسی

کوهدشت، سرزمین بی عبور

کوهدشت، سرزمین بی عبور

 هرمنطقه ای به داشته هایش می بالد و تلاش می کند داشته هایش را بربلند شهرت سکو کندوبا ابهت پای افتخار بر آن بگذارد.در این میان سهم فرهنگ گذشته و بنا هایی که زیر گام عقربه ی زمان ویرانه شده اند از همه بیشتر است…سال هاست مفرغ های کشف شده از دل زمین بلوطی کوهدشت ،در موزه های جهان چشم شگفتی تماشاگران را میخ کرده است.با این وجود هنوز برای چرخاندن فلش پای توریست ها به این سمت کاری نشده است.چند سال است ویرانه ی معبد لی لی پی ها در چند کیلومتری کوهدشت ،از میان خاک سرخ دامنه ی کوه سرخ دم لکی(سوردم)سربرآورده است اما می رود دوباره زیر خروارها خاک بی توجهی مسئولان میراث فرهنگی دفن شود. بی آن که چشم گردشگری ثانیه ای بر آن عبور کند.چند سال  پیش نیز نیایشگاهی در سرخ دم لری کشف شد که به دست خدا می داند-شبانه نابود شد…گذشتگان ما نقاشی های میرملاس را چون راز سینه هاشان دوازده هزار سال امانت داری کردند و ودودستی به روزگار ما رساندند اما درزمان کوتاه زندگی ما به سینه ای شکسته تبدیل شد.میرملاسی که آرزوی دیدنش در اشتیاق باستان شناسان دنیا به گوررفت وکسی حاضر نشد پل ارتباطی کوچکی برای رسیدن به غربتش را بنا نهد.هیچ یادم نمی رود نوروزی که گذشت.تلویزیون لرستان مسافران و گردش گران را به دیدن مناطقی دعوت می کرد که کوچکترین حافظه ی تاریخی ندارند.البته نام کوهدشت برزبان نیامد دلیلش هم شاید این بود که  دیدنی هایش  هنوزبستر آماده ی پذیرایی از مهمان ها را به دست نیاورده اند.گاهی که به شهر دوری سفری کرده ایم ،مشاهده نموده ایم که جوی آب کوچکی یا تپه ی خشکی را چنان آرایش داده اندوسرمه ی زیبایی کشیده اند ونامی قلمبه برآن نهاده اند که به مکانی برای خالی کردن جیب مسافران وگردش گران تبدیل شده اند…اما مناظر زیبا وخداداد شیرز هنوز پراز هراس و دل تنگی گوشه ای پشت خروشانی سیمره درپستوی دره ای پنهان مانده اند.درصورتی که می توانست با هزینه ای اندک وساختن چند سکو وچند وسیله ی بازی در ردیف یکی از بزرگ ترین دیدنی ها قرار گیرد…گذشته از این ها ما وارث شاعرعارف بزرگی هستیم که نامش در پستوی ذهن مسئولان فرهنگی کوهدشت میان خرت وپرت ها گم شده است.به جرات می توان گفت اگر مثنوی کله باد و یا مناجات نامه ی” ترکه میر” برگردان می شد چیزی کم از شاعران کلاسیک بزرگ هرکجا نداشت.واگر تندیسی با نام وی دریکی از میادین شهر نصب می شد برای نسل جوان این شهر بد نمی شد تا گوشه ای از شناسنامه ی گم شده ی فرهنگ و ادب سرزمینشان به دستشان افتد.کوهدشت می تواند نفس حبس شده اش را در هوای اکوتوریست و فرهنگ و تاریخ رها سازد اما باید آستین دلسوزی مسئولی بالا رود…….. 

حشمت اله آزادبخت

صندلی خالی آقای رئیس!!!

صندلی خالی آقای رئیس!!!

سلام آقای رئیس!…به به. ارادتمندم.بفرمائید…میخواستم چند دقیقه باهم گفت و گو کنیم…همین الان تماس گرفته اند،در جایی جلسه دارم.فردا هستم…سلام ُعلیکم…بفرمائید…با آقای رئیس کار دارم…نیستند…سلام آقای رئیس…به به…میخواستم…به جان خودت همین الان تماس…سلام بفرمائید…

این رودخانه ی دیالوگ هایی ست که دیگر به جریان آن عادت کرده ایم.به راستی چه کسی باید پاسخگو باشد؟شاید برای خوانند گان عزیز جای تعجب باشد و سوال که چرا انگشت اعتراض قلم دقیقن روی نام فلان اداره و فلان رئیس گذاشته نشده است اما خوانندگان عزیز،بیشتر ادارات ما از این قائده ی خود ساخته  جدا نیستند..نمونه ی کوچکی که پاهای پیاده ی رفت وآمد همکاران نشریه ای مارا دیگر از رمق انداخته است،گوشه نشینی ست با تابلویی بزرگ که روی آن نوشته شده است:اداره ی راه و ترابری شهرستان کوهدشت،با حیاطی بزرگ،چند اتاق و یک صندلی خالی…امروز بعد از طبق معمولِ برگشتن از این اداره، پاها را به سمت اداره ای دیگر کج کردم و دقیقن ساعت نه و سی دقیقه بود که با کلام خون سرد آقای منشی روبه رو شدم که فرمودند:همه رفته اند فاتحه خوانی. اگر چند دقیقه صبر کنی-تشریف می آورند…این چند دقیه ها هم گاهی اوقات به چند ساعت ها تبدیل می شوند و پلک تعجبی تکان نمی خورد.از این دست نوشته ها را آن قدر نوشته ام که قلم  راه خود را چشم بسته می دود و نیازی به فرمان انگشت نیست.اما آیا این نوشتن ها تا کنون گوش رئیسی و در واقع مسؤولی را تکان داده است؟! جز این که چند هزار نفر به به  زده اند و چند هزار نفر لعنت…حالا که چنین است ما نیز دهان گشاد رئیسی را قرض گرفته و از ته دل داد می زنیم: فااااااااااتحه!

نویسنده : حشمت اله آزادبخت

 

*****************************************************************

نظرات دوستان :

بنام خدا
جناب آقای آزادبخت سلام علیکم
خسته نباشید
درباره صندلی آقای رئیس مطالبی به ذهنم رسید که تقدیمتان می شود.
اصولا کسی که بودنش با نبودنش هییچ تفاوتی ندارد ،پس چه فرقی دارد که برروی صندلی اش بنشیند یا نه؟
سالیان سال است که مسئولان ما نه تنها برروی صندلی نشسته اند بلکه گاهی اوقات از ان بعنوان تخت خواب ویک جای گرم ونرم استفاده کرده اندو اصلا به چیزی که فکر نمی کنند حل مشکلات وپاسخگویی به ارباب رجوع است.
در فضای مسمومی که اکثر مسئولان برای بدست آوردن این صندلی که الان نیز بر آن نمی نشینند بایستی خود را درگیر در مسائل انتخاباتی وجناحی کنند وبا راه افتادن دنبال این کاندیدا و آن کاندیدا وهر روز یک رنگی عوض کردن ودر نهایت با برپانمودن یک دعوت از آقای نماینده و خدم حشم او تا شاید از این نمد کلاهی نیز به او برسد وهمین که رسید خیالش تا مدتی راحت است ،چرا به جای مراسم فاتحه ای که فقط به اسم مرحومی است ودر واقع یک همایش قومی ومنطقه ای است ،خود را بر روی این صندلی اسیر کند.برای او همین لقب رئیس ویا معاون کافی است ومگر نه این است که ارزش هرکس به اندازه ی آرزوهایش می باشد.تازه اگر خیلی خصوصی ومحرمانه با این آقای رئیس همدم شوی با کمال تعجب خواهی شنید که : این حق من نبود.مثلا فلان وبهمان که خیلی کمتر ازمن زحمت کشیدند واندازه من شام ونهار ندادند پست های بهتری نصیبشان شده است . ویا اگر فلانی خواهش نمی کرد من این سمت را قبول نمی کردم .واینجاست که متاسفانه نفاق وریا در قلب اینگونه انسانها رسوخ نموده ،خدارا از یاد برده تنهابه منافع مادی خود فکر می کنند . حال از نظر بنده چه بهتر که صندلی اینها مدام خالی باشد . ما این مترسک هارا می خواهیم چکار؟و اگر اینطور نیست ،شما بفرمایید خروجی این ۳۰سال مدیریت شهر کجاست وآقایان مدیر چه محلی از اعراب داشته ودارند؟حرف بسیار است تا شامل المکثار مهذار نشوم ،دست بدامن حضرت مولانا می شوم که :
در نیابد حال پخته هیچ خام پس سخن کوتاه باید والسلام
ارادتمند شما
علی طولابی

ما را هم ایرانی هستیم

امین آزادبخت ( کاسیتی )

به رئیس جمهور ؛

ما هم ایرانی هستیم !!

کوهدشت یکی از شهرستان های بزرگ استان لرستان بالغ بر ۰۰۰/۲۳۰ نفر جمعیت با برخورداری از تاریخ و فرهنگ غنی و مجموعه ای از استعدادهای بالقوه متاسفانه با محرومیت های شدید اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی مواجه شده است . با سرعت گرفتن آهنگ توسعه و پیشرفت کشور پس از پیروزی انقلاب اسلامی در حوزه های گوناگون باید گفت کوهدشت  سهم کمتری را از این قافله ی تند رو داشته است و پیوسته در گوشه ای از کویر رفاه و آسایش ، مردانش سوسوی خوشبختی و رفاه را در آفتاب دور دست کهکشانی پایتخت ، به انتظار نشسته اند . این شهر با وجود اهمیت و بزرگی آن، گویی سالهاست از چشم مسئولان کشور بدور مانده و هیچ یک از دستگاه‌های کلیدی کشور ، کمترین اقدامی برای بهبود وضعیت این شهر انجام نمی‌دهند . کوهدشت شهری بی نظیر است و اگر انصاف داشته باشیم مردمانش هم بی نظیرند چون هم چنان...

ادامه نوشته

بدو بیا بستنی...

بدو بیا بستنی...

حشمت اله آزادبخت :

برخی مناطق و شهرهای ما به یک خوردنی معروف هستند. از این نگاه ، بروجرد را با کبابش می شناسند ، زیره را با کرمانش. رفسنجان را با پسته اش می شناسند و گز را با اصفحانش و قم را با سوهانش و …

این را مسافرانی قضاوت کرده اند که به این شهرها سری زده اند و همگی بدون اطلاع از هم رای صادر کرده و به تعریف نشسته اند . اما بعضی شهرها هستند که باید در لیست این شهرت قرار می گرفتند اما به دلیل دوری از پای مسافران و گردش گران نتوانسته اند خوردنی مرغوب خود را به دیگران بشناسانند و با یادآوری شان زبان اندکی دور خودش بچرخدو آب دهانی از گردنه ی گلو پایین برود . این همه مقدمه بافتم تا با اجازه بگویم ...

ادامه نوشته

اگر این چنین است ، فاتحه!

اگر این چنین است ، فاتحه! 

حشمت الله آزادبخت :   اگر به ... رای ندهید خودم را آتش می زنم.این موشک آخرین خواسته ای بود که از سکوی دهان لرزان یکی از فامیل هایم بیرون زد و فکر تمام اعضای خانواده ام را در هم کوبید. بعد ادامه داد: من دنبال این آقا زحمت کشیده ام. شما نباید پشت مرا خالی کنید... فامیل عزیز کفش هایش را با شست پیروزی اش بالا کشید و به سرعت یک باد از پیچ کوچه مان گذشت. حالا ما بودیم که باید ...

ادامه نوشته

درد

به نظر شما اینا کی هستن و میخوان چکار کنن ؟؟؟؟؟

* آقای قبادی نماینده شهر من شما چی اینارو نمیشناسید ؟

* آقای ابراهیمی فرماندار جان شما چی به جا نمیارین این بنده خداهارو ؟

یه کم به مغزتون فشار بیارین شاید شناختین !

نشناختين ؟؟؟!! بابا شما دیگه کی هستین چقدر کند ذهنید مسئول به این فراموشکاری ندیده بودم !!!

قبادی جان میخوای راهنمایت کنم شاید یادت بیاد و اونارو بشناسي؟

ساختمان سعادت آباد تهران یادته اون چند نفر که واسه پیک نیک رفته بودن اونجا دیدی باد اومدو ساختمونو انداخت روشون اينا از نسل اونان ها  حالا هم فکر کنم میخوان برن پیک نیک البته وضعیت جوی خوب نیست داره باد میاد تو باید جلوشون بگیری حالا یادت اومد ؟؟؟؟

چی بازم یادت نیومد !!!

اه من که دیگه خسته شدم  کسی هست بیاد واسه اینا توضیح بده قضیه چیه ؟

فرماندار کوهدشت

سیروس ابراهیمی ( فرماندار کوهدشت )

در همایش دانشگاه پیام نور کوهدشت