بدو بیا بستنی...

حشمت اله آزادبخت :
برخی مناطق و شهرهای ما به یک خوردنی معروف هستند. از این نگاه ، بروجرد را با کبابش می شناسند ، زیره را با کرمانش. رفسنجان را با پسته اش می شناسند و گز را با اصفحانش و قم را با سوهانش و …
این را مسافرانی قضاوت کرده اند که به این شهرها سری زده اند و همگی بدون اطلاع از هم رای صادر کرده و به تعریف نشسته اند . اما بعضی شهرها هستند که باید در لیست این شهرت قرار می گرفتند اما به دلیل دوری از پای مسافران و گردش گران نتوانسته اند خوردنی مرغوب خود را به دیگران بشناسانند و با یادآوری شان زبان اندکی دور خودش بچرخدو آب دهانی از گردنه ی گلو پایین برود .
این همه مقدمه بافتم تا با اجازه بگویم کوهدشت را باید شهر بستنی نامید و کسانی که سردی اش را چشیده اند حتمن می دانند و اغراق نیست که بستنی کوهدشت در ایران بی مانند است. شاید این حدیث پر قبای بعضی فرهنگ دوستان را کمی تا قسمتی مچاله کند که کوهدشت را باید با مفرغش شناخت و تمدن چند هزار ساله اش و نقاشی های سینه ی شکسته ی میرملاسش و قدمت چندین و چند ساله ی ناله ی بی کارانش .
اما سردی این چیزی از گرمی آن کم نمی کند و حرف زبان است و شکم تب دار تابستان و صورت خسته ی مسافران و ما فقط بی مهابا داد زده ایم: بدو بستنی کوهدشت…
این است که هر کس به کوهدشت سرکی نکشیده بد نیست تابستانی ، چرخ ماشینی رنجه کند و نادرستی این ادعا را گوشه ای ، کنار ذهنش یادداشت نماید…
البته بنده نه کافه بستنی دارم و نه زمستانی رابه انتظار بستنی سر کشیده ام و نه می خواهم بنر تبلیغاتی بشوم.فقط دغدغه ی ناسیونالیستی سال هاست گریبان ذهنم را سفت چسبیده است که این شیر سفید منجمد را به همه بشناسانم و حالا که مفرغ ها غارت شده و نقاشی های میر ملاس را باد بی توجهی با خود برد ، دست کم بستنی مان را به خورد دیگران بدهم .
بنابراین به مسئولان به ویژه شهردار شهرم پیشنهاد می کنم تندیس یک بستنی قیفی را طی مراسم و تشریفات و با احترام ویژه ای در یکی از ورودی های شهر نصب نماید و حتا مسئولان میراث فرهنگی می توانند با ملاتی از بستنی زانوهای شکسته ی کشکان را ترمیم نمایند و یک کیلو بستنی منجمد شده را در یکی از موزه های معتبر ملی یا در یکی از موزه های خارج از کشور ، کنار آن همه تندیس به یغما رفته به نمایش بگذارند. یا به جای بازسازی و نگهداری دل سوزانه از میرملاس تصویر چند بستنی کیم کشیده شود تا دوازده هزار سال آینده جزو میراث فرهنگی فاخر و با ارزش به حساب بیاید و آیندگان عظمت نیاکان شان را آه سرد بکشند.
امین آزادبخت Amin Azadbakhti