آقای قبادی !

این جاده در شأن کوهدشت نیست

کوهدشت ، دیار مردان و زنان نام آشنای عرصه ی سیاسی کشور و استان،شهری نیست که من روزنامه نگار امروز بر آن باشم تابه معرفی اش بنشینم.تقریبن همه ی فرهبختگان و بیشتر مردم لرستان می دانند که این سرزمین هیجانات سیاسی واجتماعی ، از آغاز انقلاب تاکنون در همه ی دوره ها ، چه دوره ی دفاع هشت ساله ، چه سازندگی ، چه اصلاحات و چه امروز خودی نشان داده وحضوری فعال و نمایان گر و چشم گیر داشته است . مرز بندی های سیاسی درکوهدشت برای اولین بار حصار سخت طایفه گرایی در استان لرستان را شکسته است . به جرات می توان گفت که مردم کوهدشت هرگز اصول فکری خود را به اصالت و نژاد نمی فروشند و این از نشانه های گسترش توسعه ی سیاسی در این شهر نام آور و تاثیر گذار در عرصه ی سیاسی لرستان دست کم دراین سوی گردنه به شمار می آید. کوهدشت ، سومین شهر استان از لحاظ وسعت جغرافیایی و جمعیت ، یکی از شهرستان های سرشار استان از لحاظ حضور نیروی انسانی و تربیت مدیران کلان می باشدکه امروز چون پلنگی زخمی از دست بی توجهی مدیران کلان به خود می پیچد. جمعه پانزدهم امرداد از خرم آباد راهی کوهدشت شدم  .سال ها پیش نیز این جاده را رفته و آمده بودم . همان سال ها زمزمه که نه ، غوغای چهاربانده شدن این جاده گوش فلک را کر می کرد . از آن سال تاااا امروز نمایندگان زیادی این وعده ی سرخرمن را به مردم دادند و رفتند . اما هنوز جاده همان  است که بوده است و به نظر می رسد که خواهد بود . این شهر گران و نام آور با این جاده ی باریک  بی قواره ی بی اساس ، نهنگی را می ماند که راه نفسش را گرفته اند… فکر نمی کنم نماینده ی محترم کوهدشت با مقوله ی ارتباط زمینی والکترونیکی در دنیای امروز نا آشنا باشد ! هرگز فکر نمی کنم که آقای قبادی  نداند زیرساخت توسعه ی همه جانبه ی یک سرزمین ، میانه ی مستقیمی با توسعه ی شاه راه های ارتباطی دارد . جناب آقای قبادی شاید دنیای امروز مسئله ی گسترش بزرگ راه های ارتباطی زمینی را پشت سر گذاشته و به دنبال ایجاد شاه راه های اینترنتی می گردد . به همین جهت این سخن می تواند سخنی عقب مانده و مطالبه ای ابتدایی تلقی کردد . اما جای آن دارد حجت الاسلام قبادی که یکی از نمایندگان تاثیرگذار مجلس کنونی ست ، تا تکلیف این گلوی بریده ی شهرکوهدشت مشخص نشود ، نشستن بر صندلی سبز بهارستان را بر خود تحریم کند و از این مطالبه ی عقب مانده دست نکشد . این جاده درشأن نام گران کوهدشت نیست ونماینده ی محترم این شهر  بداند و شاید می داند که هرگز وزن سیاسی او بادیگر نمایندگان استان برابر نخواهد بود . چه او از میان مبارزه ای سخت هدف مند و شعورمند بیرون آمده است و آرای او برخاسته از احساس های نژادی و تخمی نیست . او نماینده ی مردمی ست که سرسلسله جنبان مسایل سیاسی در استان بوده وهستند و برازنده ی این نماینده نیست که جاده ی شهرش چنین تحقیر آمیز ، راه نفس مردمانش را چون کودکی که سکه ای درگلویش گیرکرده است ببندد . من به جای تمام مدیران کوهدشتی و غیرکوهدشتی که دست کم هفته ای یک بار از این جاده می روند ومی آیند و ککشان نمی گزد و در شورای اداری ، طرحی و پیشنهادی و اعتراضی نمی کنند ، عرق شرم می ریزم . اگردین و اخلاق و مردانگی و وجدان هم نداشته باشیم ، خدایی هست و حساب و کتابی خواهد بود . مردمی که سهم خود وحتا بیشتر از سهم خود در تثبیت انقلاب و نظام هزینه پرداخت کرده اند هرگز شایسته ی چنین نامهربانی نیستند و نخواهند بود . همه ی قلم به دستان ، هنرمندان ، فرهیختگان ، صاحبان خرد و اندیشه ی کوهدشتی  در این جرم شریک و سهیم اند ، اگر ننویسند ونپرسند…

منبع : سیمره

ع.پایدار